xroyal54

زيره باران با يادت قدم مي زدم،
بدون چتــــر.
ناگهان خيالت از من دوور شد،
ترسيده بود...
ترسيده بود كه خيــــس شود..،
آخر نا مهربان...
خيال كه خيس نمي شود........!!

زيره باران با يادت قدم مي زدم،
بدون چتــــر.
ناگهان خيالت از من دوور شد،
ترسيده بود...
ترسيده بود كه خيــــس شود..،
آخر نا مهربان...
خيال كه خيس نمي شود........!!










