♥ نگار ♥
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند .روزی دختر را به همراه دو دختر دیگر به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی .مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد.پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه
من است؟
مادر جواب داد: نمیدونم چرا ازش بدم اومد!!
سلامتی همه مادرشوهرا
نسیم(✿◠‿◠)
سلام اینجا که خبری نبود بریم چت رومشاید کسی اونجا باشه
♥ نگار ♥
احتیاجـــی به تســـــــــبیح نیست...
دســـتانـــــــت را به مــــــن بدهی...
بــــــــــــــــا انگـــــــــــــــشتاـــنت...
ذکر دوست داشتن سر می دهم....
♥ نگار ♥
شب خوبی داشته باشین دوستان
بدرود
♥ نگار ♥
از عمه ام پرسیدم شما که جوون بودیدساپورت نمی پوشیدید
گفت نه عزیزم اون موقع از این قرتی بازیا نبود
یه دامن کوتاه تا رو باسن می پوشیدیم
بدون جوراب خیلی ساده میرفتیم بیرون
اصلا سادگیش منقلبم کرد عمه فدااااات
♥ نگار ♥
برای همین بهت میگم نفسم
چون مطمئنم بدون تو نمیتونم زنده بمونم
****
بویه پیت ئه لیم هه ناسه
چونکه دلنیام که ناتوانم بی تو بژیم.
مرسی چاکرمن کجایی؟
1394/11/11 - 11:18