یافتن پست: #بد

nazli
nazli

همه ادعــآ دارند طعمــ خیانت را چشیده اند..


 همه ادعــآ دارند بدی را یه چشمــ دیده اند..


همه ادعــآ دارند که تنهــآیی را کشیده اند...


 پس کیــست که این دنــیآ را به گــــنـــد کشیده اســــت ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 15:16
+4
nazli
nazli

وقتي ديدي يه دختر ريمل نزده بدون نقشه کشيده يه جايي گريه کنه


دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:56
+6
roya
roya
لـج میکنم ...
بداخلاق میـــشم!
نه چیزی میبینم،
نه چیزی میشنوم،
نه چیزی میگم!
دست خودم که نیست
تو که نباشی،
زندگی
بـــــــــــــــایــــــــــد
به کامِ من تلخ بشــه ..!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:10
+1
roya
roya
مي گن عشق يك معجزه است،
مي گن عاشق دنيا رو يه جور ديگه مي بينه،
زمان و مكان رو فراموش مي كنه،
انگار همون لحظه كه عاشق مي شه همون لحظه هم به دنيا مي ياد
و اگر عشقش رو از دست بده در اندك زماني قلبش مي ايسته و مي ميره
چون هواي تنفس اش هواي عشق است؛ آره يه جور معجزه است.
((سناريوي فيلم مرد دوصد ساله))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:09
+2
roya
roya
کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود 
عقربه ها دوتا یکی میپرند 
اما همین که میروی
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم 
جانم را میگیرند ثانیه های
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 13:30
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
@asalam
هیچ چیز تو دنیا ارزشمندتر از این نیست که بدونی کسی حتی بیشتر از جونش دوستت داره !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 09:48
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
مردنم را آرزوست …
اگر آرامگاه ابدی آغوش تو باشد

@eli20
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 09:44
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
به سلامتی اون که اگه بدونه چقدر دلتنگشم خودش از این همه دوری و نبودن خجالت میکشه
@mohammadmahdi
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 09:42
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
زندانی تقویم شده ام …
هر روز ضربدر میزنم بر روی دیوارش …
البته نمیدانم تا کی باید روزها را سیاه کنم !
بیا دیگر …
شاید این آخرین سالنامه ام باشد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 09:37
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تقدیم به دوست

آیا کنی یاد از شبی شمع شبستانت شدم؟

پروانهٔ من بودی و من اشک سوزانت شدم؟

رقص از تو و آواز من می سوختی با ساز من

بودی بت طناز من؛ من سر به دامانت شدم

یک جرعه می دادی به من رفت از میان این ما و من

گشتی من و گشتم چو تو آغاز وپایانت شدم

آه از مَی جانسوز تو آن جام تقوا سوز تو

گشتم چو دست آموز تو در عشق برهانت شدم

آن بادهٔ جوشان تویی برهان مدهوشان تویی

کشکول درویشان منم آویزه شانت شدم

ای بهتر از شور جنون بشنو چه گوید ارغنون

انا الیه راجعون تفسیر فرقانت شدم

میخانه خندان بود وخوش بشتافتی بی عقل و هُش

دیدم عجب دریا دلی موج شتابانت شدم

بلبل شدی تا در چمن بگریخت از من اهرمن

دیدم که خواهان گلی باغ و گلستانت شدم

این دل به مژگان دوختی صید اینچنین آموختی

من پیش ازین در بند آن زلف پریشانت شدم

گل دیدمت بلبل شدم مستت بدیدم مُل شدم

آسان نمودی سختیم من سخت آسانت شدم

بهر مداوا آمدی مرغ خوش آوا آمدی

چشمت چو بیمار آمده دارو و درمانت شدم

فرزاد چون کوه دنا قلبش چو دریای فنا

بهر بقا بنما شنا چون بحر عرفانت شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 00:08
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ