یافتن پست: #بد

Pedram
Pedram
فقط مونده دیگه ایرانسل
sms
بده بگه خواستی بری توالت کلمه
wc
رو به 8282 بفرست تا آمار بدم خالیه یا نه.
قیمت 75تومان
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:53
+4
benyamin
benyamin
آنقدر بدم میاد از اینایی که توهم شدید دارن ، فکر می کنن بقیه همیشه دارن چشمشون می زنن !!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:39
+4
سحر
سحر
این سیاره چندی قبل توسط تلسکوپ هابل عکسبرداری شده و به گفته ناسا احتمال برخورد این سیاره به زمین وجود دارد و با این عکس تا حدودی ثابت شده که واقعه 2012 واقعیت دارد . این سیاره تا قرنها در ابری از غبار پنهان شده بود و هم اکنون با تاثیر گرفتن از جاذبه زمین با نهایت سرعت به سمت زمین در حال حرکت است . اگر شما هم مثل من احساس خطر کرده اید باید بدانید که شوخی کردم این سیاره نیست و یک ماهی تابه هستش !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:15
+6
Pedram
Pedram
دهه 50: خدایا کمک کن ؛ انقلاب پیروز بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 60: خدایا کمک کن ؛ جنگ تمووم بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 70: خدایا کمک کن ؛ کشور رو بازسازی کنیم تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 80: خدایا کمک کن ؛ اصلاحات انجام بشه تا ما خوشبختم بشیم !
دهه 90: خدایا قربون دست ات ! هیچ کاری نکن فقط ، از این بدبخت تر نشیم !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:06
+3
ebrahim
ebrahim
گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه براش زنگ زدم بهش میگم:
- گوشیم تو ماشینت جا مونده
میدونم
- زنگ خورد جواب ندیاااا !
اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم...
- خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد؟... ...
نه فقط الهام اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه
- :o واسه چی اینو گفتی ؟ :|
چون قبلش به طناز قول دادم برین خرید!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:43
+6
ebrahim
ebrahim
پسر کوچک به پدرش گفت:«پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...»
از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ... !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:25
+4
sasan pool
sasan pool
و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و در آخر همه را فراموش کنم !!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 12:40
+4
OMiD
OMiD
چقدر بدم خدمتتون؟
منم كه حسابي كف و خون قاطي كرده بودم گفتم:
- همين؟
گفت:
- بله
گفتم:
- ميخوايد يه عكس از خودم بهتون بدم اگر شبا خوابشون نبرد بهشون نشون بديد تا بترسن و بخوابن؟
گفت:
- نه ممنونم نيازي نيست! فقط شما معمولا همون اطراف هستيد ديگه؟!!



چقدر بدم خدمتتون؟
منم كه حسابي كف و خون قاطي كرده بودم گفتم:
- همين؟
گفت:
- بله
گفتم:
- ميخوايد يه عكس از خودم بهتون بدم اگر شبا خوابشون نبرد بهشون نشون بديد تا بترسن و بخوابن؟
گفت:
- نه ممنونم نيازي نيست! فقط شما معمولا همون اطراف هستيد ديگه؟!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:12
+2
OMiD
OMiD
عنايت قرار مي دادم.
رسيدم نزديكش كه بهم گفت: ميخواستم يه كار كوچيكي برام انجام بديد. من كه حسابي جا خورده بود گفتم خواهش مي كنم در خدمتم.

سوار شديم رفتيم به سمت خونه ش. تو راه هي با خودم مي گفتم با قيافه اي كه اين خانم داره هيچي بهم نده حداقل شصت، هفتاد تومن رو بهم ميده! آخ جون عجب نوني امروز گيرم اومد. ديدي گفتم امروز كارم مي گيره؟ حالت جا اومد داداش؟! (مكالمت دروني ايشان است اينها!)

وقتي رسيديم خونه بهم گفت آقا يه چند لحظه منتظر بمونيد لطفا.
بعد با صداي بلند بچه هاشو صدا كرد: رامتين! پسرم! عسل! دختر عزيزم!
بيايد بچه ها كارتون دارم!
پيش خودم مي گفتم با بچه هاش چي كار دار ديگه؟ البته از حق نگذريم بچه هاش هم مودب بودن هم هلو!!

بچه هاش كه اومدن با دست به من اشاره كرد و به بچه هاش گفت: بچه هاي گلم اين آقا رو مي بينيد؟ ببينيد چه وضعي داره! دوست داريد مثل اين آقا باشيد؟ شما هم اگر درس نخونيد اينطوري مي شيدا! فهميديد؟! آفرين بچه هاي گلم حالا بريد سر درستون!

بچه هاش هم يه نگاه عاقل اندر احمقي! به من انداختن و گفتن چشم مامي جون! و بعد رفتند.

بعد زنه بهم گفت آقا خيلي ممنون لطف كرديد!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:08
+2
M*M
M*M (مسدود)
خواهش ميکنم ، بي حوصلگي هايم را ببخش ، بدخلقي هايم را فراموش کن ، بي اعتنايي هايم را جدي نگير ، در عوض من هم تو را مي بخشم که مسبب همه ي اينهايي .!!!{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 01:13
+7
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ