یافتن پست: #بد

saeed
saeed
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست ، چون

اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 01:02
+4
سحر
سحر
بدون شرح
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:41
+6
ronak
ronak
برایت رویاهایی آرزو می‏کنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو می‏کنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو می‏کنم. آرامش آرزو می‏کنم.
برایت آرزو می‏کنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خنده‏ی کودکان.
برایت آرزو می‏کنم دوام بیاوری
در رکود، بی‏تفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو می‏کنم که خودت باشی بایه دنیاااااااااامهربونی...........
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:36
+8
benyamin
benyamin
به طرف ميگن اگه گفتي كريستف كلمب چه كار خارق العاده اي انجام داد؟ ميگه بدون ويزا و گرین کارت رفت آمريكا !{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:29
+4
ronak
ronak
خم شد کمرم زیر هجوم غم ها
از دست خداحافظ و من رفتن ها
انگار که یک چراغ قرمز بودم
بدجور دلم گرفته از آدم ها..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:17
+9
سحر
سحر
بدون شرح
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 23:53
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
میدونی شکست روحی یعنی چی؟ یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی ، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 23:42
+7
ali rad
ali rad
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 22:51
+3
benyamin
benyamin
تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 22:36
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
نامه ای به خدا
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد

متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای

به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور

نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی

می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه

تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از

دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.

هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من

هستی به من كمك كن ...

كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان

داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 21:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ