یافتن پست: #بد

parham
parham
زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه است
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:06
+4
-1
مهسا
مهسا
غضنفر ميخواسته هواپيما دزدي کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم. غضنفر ميگه خب برو دبي.يارو ميگه نميرم. غضنفر ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد غضنفر ميگه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:06
+8
mah3a
mah3a
بيادتان مى آورم تا هميشه بدانيد كه زيباترين منش آدمى ، محبت اوست پس ؛محبت كنيد چه به دوست ، چه به دشمن! كه دوست را بزرگ كند و دشمن را دوست. "كوروش بزرگ"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:01
+8
مهسا
مهسا
ملت ما ملتیست که وقتی توی خیابون زل زل نگات می کنن نمی تونی تشخیص بدی خوشگلی یا احیانا زیپت بازه{-36-}{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:53
+8
ronak
ronak
غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت ميكنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:48
+8
امید
امید
یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
ronak
ronak
به غضنفر ميگن : يه ميوه خوشمزه ، آبدار و شيرين نام ببر ؟

ميگه : خيار!

بهش ميگن : خيار كجاش آبدار و شيرينه ؟

غضنفر ميگه : با چايی شيرين بخور ، نظرت عوض ميشه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:31
+8
ebrahim
ebrahim
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند.
بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند.

خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و ...... .

چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور.
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند.

سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:24
+6
ronak
ronak
غضنفر تو ماشينش آهنگ عربي گذاشته بود با صداي بلند. بهش گير مي دن مي گه : اي بابا نميشه تو اين ماه محرم يه قرآن شاد گوش بديم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:47
+7
parham
parham
{!} با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:44
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ