یافتن پست: #بد

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم جوون؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟ پـَـــ نــه پـَـــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:17
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟ ن پ اومدم ببینم چه خبره اینجا شولوغه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:13
+3
payam
payam
دعای یک ترک: خدایا به من مغز بده تا بتوانم سکته مغزی کنم و اعضای بدنم را به کسانی که نیاز دارند بدهند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 22:53
+3
vahid
vahid
یارو داشته شامپو رو بدون آب میمالیده رو سرش، میگن چرا بدون آب؟ میگه آخه روش نوشته برای موهای خشک!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 22:09
+3
ebrahim
ebrahim
بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید: . . . ... . ... ... . . قول دادین ها!!!!!! . . . . . . . . . 1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن 2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن 3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن 4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن 5.اول شماره 2 رو نگاه کن 6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن 7.میخواستم بگم که خیلی دوست دارم اگه لایک کنی!! 8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی 9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن 10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن 11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین 12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی 13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن 14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی 15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش، به شماره 9 نگاه کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 21:57
+1
ebrahim
ebrahim
آرایش چیست"!!!!!؟؟؟؟؟؟ . . . . . . لایه ای ضخیم"که "لولووووووووو"رو"به"هووووووووولوووووووووووو"تبدیل میکند!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 21:55
+1
sahar
sahar
به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است، بـخـنــــد….
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:33
+6
sahar
sahar
ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:28
+6
sahar
sahar
اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم! یادت هست مادر؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران....، میگفتی بخور تا بزرگ بشی... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ