تو که غریبه نیستی همین جا درست کمی این طرف تر جایی سمت چپ پیراهن چهار خانه ام چندی ست که بد می سوزد تو که غریبه نیستی من مدتی ست که خوب نیستم به اشک های یواشکی مادر بزرگم قسم که من دلم گریه می خواهد این شب ها ...
والا... در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره ظرف حلوا شكری رو باز میكنیم توش پیاز داغه شیشه مربا رو باز میكنیم توش رب گوجس بطری نوشابه رو باز میكنی توش عرق نعناس بد زمونه ای شده به خدا