یافتن پست: #بد

سیمین
سیمین
خدایا .... روزگار بدی است دل شکسته و گرفته که باشی نه کسی آنرا با محبت بند میزند و نه مرحمت میشود.... چكش بر میدارد تا باقی نشکسته را خوب خرد کند!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 14:27
+5
سیمین
سیمین
وقتی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و بدنم زیر خاک باشد !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 14:07
+4
ronak
ronak
ازين تصميم بيهوده چه چيزي قسمتم بوده نگو با من ازين خواستن كه حسرت همدمم بوده چه فهميدي ازين گريه چي خوندي از نگاه من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من تواين تصميم بيهوده نشو تكرار دلشوره اگه حتي نگاه تو منو ميخوادُ مجبوره فراموشم شده روزي كه بودم به تو وابسته توي حرفام غم دنياست چقدر دلگيرمُ خسته تو خواهش ميكني اما نميتونم كه برگردم من از دست رفتمُ انگار نميبيني پُر از دردم كجاي گريه هاي من رسيدي تو بداد من نبودي تو براي من نبودي تو به ياد من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:21
+4
ronak
ronak
تورو حتي تو روياهام نديديم ولي چند وقتِ جات خاليه پيشم نديدمت چه احساس بديه نديدمُ برات دلتنگ ميشم فقط بگو كدوم هفته كدوم روز كجا منتظر برگشتنت شم ميخوام كاري بدم دست خودم كه خودم بهونه اومدنت شم سپردي دست كي پيراهنت رو كه چند روزه برام نمياره چه بوي نيـلوفري ميپيچه اينجا اگه اين باد سرگردون بذاره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:20
+4
ronak
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:13
+4
ronak
ronak
بد شانس ترین پدر دنیا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:56
+3
hadith
hadith
مگسی را كشتم نه به این جرم كه حیوان پلیدی است،بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یك به صد است طفل معصوم ، به دور سر من می چرخید به خیالش قندم، ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود... من به این جرم كه از یاد تو بیرونم كرد، آن مگس را كشتم... !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:34
+4
ronak
ronak
یک بوس بده!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اومده می گه سایت خیلی خلوت شده به خاطر امتحاناست می گم پـَـــ نــه پـَـــ خودشونو هیدن کردن قایم باشک مجازی کنن بدو برو قایم شو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:18
+2
امیرحسین
امیرحسین
یکی از تفریحات پدر اینه که تو ترافیک دنبال موج این ام‌پی‌تری پخش‌کن‌های رادیویی ماشینهای بغل می‌گرده، اغلب هم تصادفن چیزای خوبی پیدا می‌کنه. این وسط یک تلاش نافرجامی هم هست که ماشین مربوطه رو پیدا کنیم، مثلن میشه از روی مدل ماشین، دور و نزدیک شدن و کم زیاد شدن کیفیت‌صدا یا وضعیت چهره و حالت سرنشین‌ها با سعی و خطا به یک جاهایی رسید. کاش بشه یه دفه هم تغییر مسیر بدیم و یکی دوتا چهارراه دنبالش بریم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:12
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ