100دفه گفتم اون برف شادی رو از اون بچه بگیرید گوش نکردن که..........
همه کادوهام زیر برف ناپدید شدن....
چندتا از فامیلامون گم شدن......
الان بازنجیر چرخ تو خونه رفت و آمد میکنیم.....
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش در بیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه !! میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !!
بچه ۶ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف میزد : سینا تو فردا نمیای مهد کودک ؟ من با نیما حتما میرمااااا ؛ راستی اون یکی خطم رو پاک کن این یکی رو سیو کن ! o_O ما ۶سالمون بود با تُف پفک می چسبوندیم به هم بعضی وقتها هم توی کمد دیواری دنبال یه در بودیم بریم سرزمین عجایب …
این بچه چرا تنهاس ای وای من.........
1392/10/10 - 08:29
1392/10/10 - 16:55