یافتن پست: #بی

saman
saman
در CARLO
 اینقدر که ما تو سال ۹۱ از تغییر قیمت کالاها تعجب کردیم؛

فکر نکنم اصحاب کهف بعد اون همه سال که از خواب بیدار شدن

و رفتن تو بازار از تغییر قیمت کالاها تعجب کرده باشن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 14:58
+1
saman
saman
در CARLO
از مسئولین خواهشمندیم واسه غذایِ دخترایِ راهنمایی و دبیرستان “کافور” تجویز کنَن !

 واقعا خطرناک شدن !!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 14:52
+3
saman
saman
در CARLO
 من موندم چرا داداشم وقتی با من حرف می زنه

 صداش شبیه داریوشه

 ولی وقتی با دوس دخترش حرف میزنه

 شبیه محسن یگانه )
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 13:09
+5
sara
sara
خنده های تو"

خدا را بنده نیستند

هر بار مـے خندی پاره مـے شود

بند ِ دلم

"خنده های تو "

رحم و مروت سرشان نمـے شود

بیچاره دلم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 12:25
+6
saman
saman
در CARLO

زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّةِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم»


بگو :«قــَـبِـلـتــُم» 


 


الان که اینو خوندی به عقد موقت من در اومدی.


ماه عسل کجا بریم عزیزم؟


2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 11:22
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
میخواستم که ولوله برپا کنم ولی ...

با شور شعر محشر کبری کنم ولی ...

با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم

با مثنوی رهی به نوا واکنم ولی ...

تا باز روح قدسی حافظ مدد کند

دم می زدم که کار مسیحا کنم ولی ...

فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت

یا دست کم به زمزمه نجوا کنم ولی ...

دل برکنم از این دل مرداب وارِ تنگ

با رود رو به جانب دریا کنم ولی ...

این بی کرانه آبی آیینه ی تو را

با چشم تشنه سیر تماشا کنم ولی ...

« باید » به جای « شاید » و « آیا » بیاورم

فکری به حال « گرچه » و « اما » کنم ولی ...

قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 10:59
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اندیشه آرام‎ ‎

آرام کن اندیشه را ، آنگه توبنگر

درخویشتن ، شوری ورای مرز پرهیز

آنجا توانی بنگری هردم خدارا‎ ‎

بی غفلت اندیشه وبی عقل سرتیز

‎ آنجا گلستانی دگر داری فراهم‎

بی خوف وبیم وغصه وبی رنج وماتم‎ ‎

‏«خود» مادرالام و، نیش ماست درکف

آن ریشه برکن ، بین بهشت خود دمادم‎ ‎

‎ مارا عذابی بیهده افکنده درچنگ

این آتش دیرینه خود تقدیرمانیست‎ ‎

اما توانی ، سررهانی ازهمه رنج

جایی رسی ، جزشوروآرامش تورانیست‎ ‎

‎ اندیشه چون آرام شد ، آرام گردی‎ ‎

آنگه هزاران نکته ناگفته خوانی‎ ‎

ورنه اسیروهم وپنداروقیاسی‎ ‎

روشن نداری ذهن ، تا روشن بمانی‎ ‎

‎ کم تکیه کن ، برعقل لبریزوشلوغت‎ ‎

آنگه توانی ، فکر توآرام باشد‎ ‎

ورنه به مردابت کشاند فکرمغشوش

صدها صنم هرلحظه برما می تراشد‎ ‎

‎ ما میدهیم ازکف ، زمام خویشتن را‎ ‎

چون بنده ی اندیشه ایم ، امی ودانا‎ ‎

تردید کن برتکیه گاه خویش لیکن‎ ‎

تابنگری ، آرام وبی اندیشه خودرا‎
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 10:30
+5
saman
saman
در CARLO
21 دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 09:02
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 03:04
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شهرمن غربت دیارم بی کسی اندکی بالاتر ازدلواپسی چند متری مانده تا اوارگی  ده قدم بالاتر از بیچارگی جنب یک ویرانه  می پیچی به راست میرسی درکوچه ای کز ان ماست داخل بن بست تنهایی و درد هست منزلگاه چندین دوره گرد خسته ووامانده از این ماجرادر همان اطراف می بینی مرا

دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 03:01
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ