ای دل نگفتمت که گرفتار می شوی
با دست خود اسیر شب تار می شوی
ای دل نگفتمت که بمان و سکوت کن
دست از کسان بدار که بی یار می شوی
رفتی و بال بال زدی در هوای عشق
دیدی چه زود خسته و بیزار می شوی
با تو نگفتم ای گهر اشک بی دریغ
بر گونه ام مریز که تب دار می شوی
دیدم که می روی پی دیدار
گفتم مرو فسرده و بیمار می شوی
گفتم اگر که عاشقی ات پیشه هست و راه
رسوا چو عشق بر سر بازار می شوی
ای دل نگفتمت که تو هم با مرور عمر
آخر به دست دور زمان خوار می شوی
رفتی، هنوز هم به تو اندیشه می کنم
دانم که زود خسته از این کار می شوی
vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
1392/04/21 - 00:00 ( لايک توسط 1 کاربر )bakhti
عیبی نداره هرچی حق باشه همونه بازی جوان مردانه
1392/04/21 - 00:56ali u ke joloyi
1392/04/21 - 13:37 ( لايک توسط 1 کاربر )خوب مرتضی جان بخدابیمعرفتیه دیس لایک کردن
1392/04/21 - 15:49na ali
1392/04/21 - 20:30etefaghan hamin dis like ha hayejan mide be in bazi'
khodet gofti chera hame be 2nafar ray midan
man khodam dost daram hatal emkan ye nafar entekhab beshe vase like
ama dis like ham khobe
narahat nabash