دخدر خالم تعریف میکرد :
عاقا یه بار من مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون !
یه پسره از جلوم رد شد ،
بهم گفت : شلــــــــــــــه زرد
منم محلش نذاشتم ، بعد که یخورده رفتم جلوتر صدام کرد :
خانــــــــــــــــــوم !؟
منم فک کردم میخواد چیزی بپرسه !
گفتم : بله ؟!
گفت : پشتِ کمرت با دارچین بنویس یا حسین ^_^
مراقب بعضی "یک ها" باشیم.
گاهی با "یک" کلام قلبی آسوده و آرام می گردد.
گاهی با "یک" قطره لیوانی لبریز می شود.
گاهی با "یک" بی مهری دلی می شکند.
گاهی با "یک" کلمه يك انسان نابود می شود.
مراقب بعضی "یک ها" باشیم.
در حالی که ناچیزند، #همه-چیزند…