یافتن پست: #بی

mohammad javad
mohammad javad
زیرباران بیاقدم بزنیم.حرف نشنیده ای به هم بزنیم.نوبگوییم ونوبیندیشیم.عادت کهنه رابه هم بزنیم.وزباران،کمی بیاموزیم.که بباریم وحرف کم بزنیم.کم بباریم اگر،ولی همه جا.عالمی رابه چهره نم بزنیم.سخن ازعشق،خودبه خودزیباست.سخن عاشقانه ای به هم بزنیم.قلم زندگی به دل است.زندگی رابیارقم بزنیم.سالکم قطره هادرانتظارتواند.زیرباران بیاقدم بزنیم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:51
+3
-4
مهسا
مهسا
بهانه ی دخترا: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) ۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) ۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) ۵ – من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر ){-2-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:44
+4
tamanna
tamanna
یادش بخیر قدیما حسابی رو عیدیِ فک و فامیل حساب باز میکردیم
امسال خیلى لطف کنن یه ماچ میکنن !
يه جمله باحالم بگم براي كشتي هاي بي حركت موجها تصميم ميگرن نه جهت راه{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:15
+7
مهسا
مهسا
بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی{-54-}{-54-}{-54-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:07
+6
مهسا
مهسا
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه: من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:48
+4
مهسا
مهسا
شهر من اینجا نیست ! اینجا... آدم که نه! آدمک هایش , همه ناجور ، رنگ بی رنگی اند! و جالب تر ! اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکن ، تا میزبان سیاهی دیگری باشد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:20
+4
ali rad
ali rad
و دوباره گذشت سالی
که بی تو بود ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:14
+1
مهسا
مهسا
این روزها ، زندگی را ... سرد سر میکشم ... طعم بیهودگــــــــــی میدهد و اجبار ..... این روزها ... میل و رغبتم را ... چیزی شبیه به مرگ، جویده است...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:13
+5
سحر
سحر
واژه ها ناقص ترین ابزارند برای بیان احساسات ! کاش می شد برای هم نگاه بفرستیم . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:03
+6
مهسا
مهسا
از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!!!!!!!!!!!{-54-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:00
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ