یافتن پست: #بی

مهسا
مهسا
من ایده آلیست نیستم،... باور کن نیستم،
چیزی که میخوام اصلا بزرگ و آرمانی نیست!
یه چیز ساده میخوام.... آرامش!
بفهم... خسته م از اینهمه دلتنگی
به قول تو بی مورد اما بنظر خودم منطقی
که نه کم میشه نه تموم.
دلتنگ حضور آدمیم که منو برای خودم بخواد،
منو دوست داشته باشه
با تمام خصلت های خوب و بدم...
آدمی که وقتی غمگینم
دوستانه سرمو روی شونه هاش بگیرهه
و با مهربونیش آرومم کنه
کسی که با یه نگاه مهربون و عمیقش
غم عالم از یادم بره
و با یه لبخند مطمئنش دلم پر بشه از باور؛
کسی که شبها آخرین کارش گفتن شب به خیر باشه
و اولین کارش بعد از بیداری فرستادن
یه صبح به خیر از ته دل!!!
کسی که از ته دل تمام این کارای ساده رو برام بکنه
نه برای ......
اینا واقعا ایده آلیست بودن رو می رسونه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:29
+7
مهسا
مهسا
میدونی آدما...
بین الف تا ی قرار دارند.
بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند،
مثل " د " دوستت دارند،
مثل" ع " عا شقت میشوند
، مثل" م " منتظر می مونند
تا یه روز
مثل " ی " یارت بشن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:23
+9
vahid
vahid
سلام. من vahid هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:11
+1
ronak
ronak
هی لعنتی
صدایت را از گوش من پس بگیر ...
من به گریه هایم نان قرض میدهم که التماس تو را نکنند ....
تا تو از پیش آبرویم نروی ........
این روز ها که میخواهی بی اجازه از چشمان من بیفتی ....
به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند بگو :
حقیقت و حقارت از یک حرف مشترک شروع میشوند
اما من با کسی جز بی کسی هایم حرف مشترک ندارم .......
من دسته گلی هستم که خدا به آب داده (نه پدر)
تا تعادل این کره خاکی
زیر پای دلقکی هایش بر هم نخورد ..............
بگذار همان کودکی هایم را قرقره کنم ....
و دست دست کنم .... تنها پاستیل به جا مانده از کودکی هایم را
که تا دهان میبرمش..... گریه ام میگیرد
مبادا آخرین خاطره ی دختر ِ کودکیهایم را خورده باشم.........................
.
.
.
خطاب به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند :
لطفا مرا هر کجا که دیدید آدم حساب نکنید ....
اما بگذارید
بی کسی ام دوباره مرا به نام کوچکم صدا بزند ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:10
+5
نیوشا
نیوشا
در ترول
میخوام ببینم کیا مطلب رو گرفتن؟؟؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:09
+10
ronak
ronak
می ترسم...
می ترسم تو بیایی،
و من...
به نداشتنت عادت کرده باشم...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:07
+1
مهسا
مهسا
بیشتر دلم یه لبخند میخواد
یه لبخند صاف و ساده
یه لبخندی که کلی حرف پشتش نباشه
یه لبخند که اگه هست
بیشتر از یکی نباشه...
یعنی کی می تونه چنین قولی
به کسی بده، که توی زندگیش
فقط همین یه لبخند باشه ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:06
+4
ronak
ronak
برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬
دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…
و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !
شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛
میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود
فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم
احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم
چیزهایی مثل ِِ
آینده
رفتن
ماندن
حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن..................@M2TSH
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:44
+3
مهسا
مهسا
چه خوب می شد اگر گاهی آدم می تونست؛

دوستاي خوب مجازی شو...

مثل یک عکس گل سرخ،

مثل یک آهنگ قشنگ،

مثل یک کتاب عالی،

دانلود کنه، بیاره پیش خودش.....!!!.
{-35-}{-35-}{-35-}{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:32
+5
مهسا
مهسا
بغض همیشه نشانه ضعف بغض کننده نیست،گاهی بیانگر شدت بی رحمی مخاطبش است....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:29
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ