یافتن پست: #بی

نیوشا
نیوشا
ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ... والا
:)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:17
+8
حمید
حمید
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زودتر از موقع نمرده باشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:11
+5
حمید
حمید
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب مردی! روحت شاد یادت گرامی ! {-25-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:09
+4
mohsen
mohsen
غضنفر میره توالت عمومی طولش میده تا بیاد بیرون بعد یارو بهش میگه خسته نباشی غضنفر میگه شیرین کام باشی :)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:09
+3
حمید
حمید
در SMS
دردیک پنجره راپنجره هامی فهمند/معنی کورشدن راگره هامی فهمند/یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن/چشمهابیشترازحنجره هامی فهمند{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:06
+7
نیوشا
نیوشا
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:04
+11
mah3a
mah3a
لان تو این لحظه چه احساسی داری؟

1-حس دلجویی از یک نفر

2-سرم واسه دعوا درد میکنه
...
3-احساس خجالت و شرمندگی میکنم

4-میخوام گریه کنم

5-دلم میخواد بخندم

6-حس غرور

7- فکر میکنم حرف نزنم بهتره

8-دلشوره دارم دلواپسم

9-دارم میمیرم از خنده

10-یه حس عشقولانه

11-حس میکنم حالم خوب نیست

12-احساس ترس

13-عصبانیم

14-بی خیالی

15-حس انتقام و نفرت

16-مایوس و نامیدم

17- استرس دارم

18-حس میکنم خیلی تنهام

19- احساس خوشبختی میکنم

20-حوصله هیشکی رو ندارم

21- دارم بالا میارم

22-درماندگی و پریشونی

23-سردمه

24-گشنمه

25-دلم میخواد یکیو بکشم

26-منتظرم یه اتفاق خوب برام بیفته

27-پشیمونم

28-دارم حرص میخورم

29-حس میکنم هیچ چیز مطابق میلم نیست

30-احساس شکست میکنم

31-واسه یه موضوعی خوشحالم نمیتونم بگم

32-حس میکنم به هیچ کس اعتماد ندارم

33-انگار دارم عاشق میشم

34-فکرم مشغوله

35- یکیو خیلی میخوام نمیتونم بهش بگم

36-یه هم صحبت میخوام

37-زندگی بهتر ازین نمیشه

38-خودمم نمیدونم چمه

39-حس میکنم به یه مقدار تفریح نیاز دارم

40-حواسم این ور ..اون وره

41- دلم میخواد با یکی برقصم
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:00
+2
سحر
سحر
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:58
+2
mah3a
mah3a
حس گوسفندی که درکی از ارزش پول نداشت
و تا لحظه آخر فکر می کرد
چوپان مهربان برای نجاتش با قصاب بی رحم جنگیده است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:46
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشهد اتفاق افتاده

مسافرکشه بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه. شما ؟مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:35
+12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ