یافتن پست: #بی

ebrahim
ebrahim
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند.
بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند.

خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و ...... .

چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور.
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند.

سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:24
+6
ronak
ronak
با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم و بعد کشتمش

از این دورویی خودم بیزارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:04
+6
parham
parham
3 کار غیر ممکن: شالی کاری در قزوین، تشخیص هویت در رشت، آدم شناسی در اردبیل.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:56
+6
فکل مکل
فکل مکل
آهای سلااااااااااااااااااااااااااااااام{-23-}{-23-}{-23-}
من اومدم!!! خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟{-22-}{-22-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:49
+3
ronak
ronak
میگَن عَلف باید به دهن بزی شیرین بیاد ....!!!
یه عمـــــــر خودمون و کشتیم که
شیرین ترین عَلَف دنیا بشیم
غافــــل از اینکه طرف اصـــلاً بــــز نبود
گــــــــاو بود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:48
+8
مهسا
مهسا
گاهی یه لایک واسه یه نوشته خعلی کمه ،،، باس یه آژانس بگیری یه دو جین لایک و هف هش ده تا بوس بفرستی واسه نویسنده ش ...!{-2-}بعـــــــــــــــله{-7-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:46
+7
ronak
ronak
غضنفر با پتروس شب چادر میزنن تو بیابون. نصف شب .......
غضنفر میگه: به آسمون نگاه کن چی میبینی ؟
پتروس میگه یه عالمه ستاره,!!!!!
غضنفر میگه: چی می فهمی ؟؟
پتروس میگه: ازچه ديدگاهى بگم؟
ستاره شناسى,الهيات, يافلسفه,؟؟؟
غضنفر میگه: احمق خر چادرمونو دزديدن !!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:44
+7
ali rad
ali rad
روناک ببین یاد بگیر
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:37
+6
امیرحسین
امیرحسین
خداحافظی به سبک ایرانی
:بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ
دو قدم جلو تر آقا خداحافظ
جلو در آقا خداحافظ
داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ...
جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)آقا بریم دیر وقته خداحافظ
جلو در ماشین خداحافظ
داخل ماشین خداحافظ
ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ....
.فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگهاوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم؟از طرف من ازش خداحافظی کن....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:21
+7
نیوشا
نیوشا
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﮔﺮﺍﯾﯽ
.
.
.
.
.
ﻧﻮﻋﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ
ﺑﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﺏ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ
ﺍﺻﻼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻢ ﺍﯾﻦ
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺧﺎﺭﺝ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ
ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺩﺭﺏ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﺭﺩ ﺩﺭﺏ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﻨﺪﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻭﻓﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ
ﺩﻫﻪﻫﺎﯼ ۶۰ ﻭ ۷۰ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:04
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ