یافتن پست: #بی

محمد
محمد
یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: كوري ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 23:28
+3
hadith
hadith
قصه عشقت را ...
به بیگانگان نگو !!!
چرا که این کلاغهای غریب
بر کلاه حصیری مترسک نیز
آشیانه می سازند...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 23:03
+4
hadith
hadith
بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم!

چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:59
+4
hadith
hadith
آدمی به خودی خود نمی افتد...اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:52
+4
elahe
elahe
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است ، همچو شهری که به روی گسل زلزله هاست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 17:17
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 15:19
+3
نیوشا
نیوشا
بیبنم اگه یه روز از خواب بیدار بشی ببینی اون که دوستش داری گذاشته رفته صبحونه چی می خوری.؟!!!
6 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:58
+8
hadith
hadith
به سرنوشت بگویی:
اسباب بازی هایت بی جان نیستند؛ آدمند؛ می شكنند، آرام تر......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:52
+5
hadith
hadith
این روزها نوازنده ی خوبی شده ام... دلم شور می زند... چشم هایم تار....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:48
+7
نیوشا
نیوشا
منم اعتراف میکنم یه سری استدم با من لج کرده بود نمیدونم چرا- باهاش خوب شدم تا آبها از آسیاب بیوفته بعد یه روز از اتاق اساتید براش چایی اوردم و توش توف کردم دستمو توش کردم و....{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:47
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ