poria
ولتر: ثروت ، تنها مذهبی است که همه پیرو آنند
محمد
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند ، دوست دارم این لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را
vahid lahiji
سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتاب اند؛
گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم، تا آفتابی بمانیم ...
poria
[!] داشته تو خیابون راه میرفته یه پوست موز رو زمین میبینه میگه مثل اینکه من شانس ندارم باید بخورم زمین...!
poria
لره توی کویر قلاب ماهیگیری انداخته بوده ماهیگیری کنه ، یدفعه میبینه یه [!] با قایق موتوری میاد از جلوش رد میشه!
poria
[!] سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی میگه!
vahid lahiji
بدی کردیم ، خوبی یادمان رفت
ز دلها ، لایروبی یادمان رفت
به ویلایِ شمالی خو گرفتیم
شهیدانِ جنوبی یادمان رفت ...
poria
[!] با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . [!] می گه شرمنده مسیرم نمی خوره
امید
به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...