یافتن پست: #بی

محمد
محمد
داشتم تلویزیون میدیدم. بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:58
محمد
محمد
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:58
محمد
محمد
نصف شب با جیغ از خواب پریدم. به داداشم میگم کابوس دیدم!خواب جن دیدم! می گه:آخیییی تو خواب ترسیدی؟ گفتم:پـَـَــــ نــه پـَـَــــ جنــه ترسید بیدار شدم واسش آب قند درست کنم..!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:53
محمد
محمد
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پ نه پ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:52
+1
محمد
محمد
تو صف نانوایی من آخرین نفر بودم و جلوم یه خانم وایساده بود بره همین من با یه فاصله باهاش وایساده بودم.یه زن چادری خیلی پررو از راه رسیده میاد جوری به زن جلویی و من میچسبه که نزدیک بود بین من و اون یکی زنه گیر کنه.بش میگم خانوم اینجا صف هستا. میگه ا شما هم تو صف هستید ؟ پ ن پ زنبیل تو هستمو تاحالا اینجا وایساده بودم کسی نوبتت رو نگیره !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:51
+1
محمد
محمد
قلیان 100% طبیعی به سبک ایرانی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:32
+5
ebrahim
ebrahim
یه عده هستن که اگه شده باید براشون آژانس هم بگیری
که سریعتر از زندگیت گم شن بیرون…..................
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:31
+5
سحر
سحر
خاطره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:28
+3
ebrahim
ebrahim
ما گفتیم گوشۀ چشمی به ما بکن، شماجفت پا کردی تو ما و بیرون بکش هم نیستی.‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:22
+5
محمد
محمد
ببینید بعضیها برای چند هزار تومن چه کارهایی میتونند انجام بدن{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ