یافتن پست: #بی

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم زنگیده میگه:زهرا دلم خیلی برات تنگ شده,عصر خونه ای بیام ببینمت؟ میگم:چون خیلی وقته منو ندیدی دلت برام تنگ شده؟؟؟؟؟ میگه: پـَـــ نــه پـَـــ ـ کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه،میدونی که یه عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:56
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر کلاس به دبیرمون میگم این درس رو هفته ی دیگه امتحان میگیرید؟ گفت پ نه پ مرض دارم خودمو به دردسر میندازم به شما درس مسدم...گفتم:اااااااا خانم شما هم آره؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ آخه جوجه اونموقع که تو دهنت بو شیر میداد ما پ نه پ ای بودیم...حالا چی میگی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:55
elahe
elahe
حیف نون میمیره وصیت نامشو باز می کنن می بینن توش نوشته: بالاخره مردم و از شر معمایی که یک عمر کلافم کرده بود راحت شدم، اینکه: چرا خواهر من دو تا برادر داره ولی من یکی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:48
+1
rAmin
rAmin
یه دو قلو بعد 9 ماه بدنیا نمیان ! میرن سونوگرافی میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره میگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون {-14-}{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:46
+4
rAmin
rAmin
یه روز غضنفر تلویزیون رو روشن میكنه میبینه فوتبال داره. شیلنگ رو بر میداره میگیره رو تلویزیون میگه برید در خونه خودتون بازی كنید{-18-}{-18-} آی خـــــــــــــــــدا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:45
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مای بیبی مهربونه مای بیبی پـَـــ نــه پـَـــ مای بیبی خشنه خیلی هم خشنه تازه هر روزم کتکت می زنه نامرد.بهش اعتماد نکن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:43
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
غضنفر بدو بدو از جهنم می دویده بیرون.بهش میگن ترساک بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میگه: پـَـــ نــه پـَـــ جهنم آتیش گرفته فرار کنید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:42
rAmin
rAmin
دیدگاه{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:41
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد.یه عمر خودمون رو کشتیم که شیرین ترین علف باشیم غافل ازینکه پـَـــ نــه پـَـــ طرف اصلا بز نبود گاو بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:40
rAmin
rAmin
دوتا نی نی پیش هم خوابیده بودن, پسره به دختره میگه: تو دختلی یا پسل؟ دختره میگه: نمی دونم, پسره میگه: بذال من بلم زیل پتو ببینم, میره و میاد میگه: تو دختلی, دختره میگه از كجا فهمیدی؟؟؟؟میگه: آخه جولابات صولتیه {-33-}{-33-}{-33-}{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:40
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ