یافتن پست: #بی

*elnaz* *
*elnaz* *
نگاه کُن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب می
شود
چگونه سا
یۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می
شود
نگاه
کُن
تمام هستی
‌ام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام
می‌کِشد
نگاه
کُن
تمام
آسمانِ من
پُر از شهاب میشود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دل‌نواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره می
نشانیام
نگاه
کُن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ
رنگ ساده دل
ستاره
چین برکههای شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه
های آسمان
کنون به گوش من دوباره می
رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه
کُن که من کجا رسیدهام
به کهکشان
، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج
ها
مرا بشوی با شراب موج
ها
مرا بپیچ در حریر بوسه
ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها
مکُن
مرا از این ستاره
ها جدا مکُن

نگاه کُن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می
شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای
لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می
شود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه
کُن
تو می
دمی و آفتاب میشود
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:44
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:41
+7
*elnaz* *
*elnaz* *

زندگی بعضیامون شده عین سریال...



امروز خودشو می بینیم،



فردا تکرارشو...!


1 دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 20:36
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غضنفر میره مدرسه دنبال بچش "علی اصغر"
میره طبقه ی اول، می بینه یه تابلو زدن كه روش نوشتن:
محل نگهداری دانش آموزان با استعداد
از مسئولش می پرسه: آقا بچه ما اینجاس؟
طرف میگه: نه داداش
میره طبقه ی دوم، می بینه یه تابلو زدن كه روش نوشتن:
محل نگهداری دانش آموزان متوسط. میبینه بچش اونجاهم نیست
میره طبقه ی سوم، می بینه یه تابلو زدن كه روش نوشتن:
محل نگهداری دانش آموزان خنگ، كودن، كم حافظه !
با خودش می گه حتما همینجاس. میبینه بچش اونجا هم نیست
میره طبقه ی چهارم، می بینه یه تابلو زدن كه روش نوشتن:
محل نگهداری علی اصغر !!:|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 20:35
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میره یخ بخره می بینه پول همراهش نیست واسه اینکه ضایع نشه

یه دستی روی یخ ها می کشه میگه : از این سردتر ندارین؟!! ـ
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 20:31
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خوبیه برزیل اینه که جزئی از خاک آبودانه، تیم ملی اونجا زیاد غریبی نمیکنه
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 20:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پل هوایی ساختن که آدم جونش در امان باشه
ولی شب که میخوای رد شی انقدر سیبیل کلفت اون بالا خوابیده
که اگه از وسط اتوبان با چشم بسته رد بشی سالم تر میرسی مقصد :|
2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/24 - 17:11
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﺎﺯﯼ که رابطه نیس
با مُتَکا بزنی لهش کنی ﺑﺪﻭﯾﯽ دنبالش
ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻨﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺼﺎﻓﺖِ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺭﻭ !
5 دیدگاه  •   •   •  1393/03/24 - 17:02
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1393/03/24 - 15:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ