یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند

بیاموز که بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 21:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می‌دارم " رازی‌ ست
که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند

و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ... به تو معتادند ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:32
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه، از نظر پدر و [!]ن، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار می شینه


والاااااااااااااااااااااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:25
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:23
+6
hamed noori
hamed noori
ﺧﺘﺮﻩ ﺳﻪ ﮐﯿﻠﻮ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﺩﺍﺭﻩ , سبیلاشو بزنی باش میشه دو دست لاف تشک درست کرد گذاشت تو جهیزه عروسو راهی خونه بخت کرد بعد ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ


ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺑﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺧﻮﻧﮥ ﭘﺴﺮﯼ ﻧﺮﻓﺘﻢ !!!

ﺁﺧﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﺗﻮ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﯼ ﺧﻮﻧﮥ ﭘﺴﺮﯼ...

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺪﻭﻡ

ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﺘﻪ , ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺶ :|||
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:21
+7
hamed noori
hamed noori
آقا سیاه پوشاتو میبینی؟
به عشق تو نیست،این عزاداری...
به عشق اینه که امشب غذاداری...
پسرابه عشق دخترهمسایشون...
دخترابه عشق شوهر آیندشون...
آقا عزاداراتو میبینی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:18
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر :
مامان ما داریم میریم هیئت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مامان:
باشه دخترم برو... فقط به هیئت بگو شب زود بیارتت خوونه
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:15
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم




زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه
به روی دست ملائک بدنت را دیدم




گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال
عمه می‌گفت تن بی کفنت را دیدم




گیسویت بر سر نی شعر غریبی می‌خواند
زلف خونین شکن در شکنت را دیدم




قاری من سر نیزه ز عجائب گفتی
شام، تفسیر غریب سخنت را دیدم




آه یعقوب شده چشم من از روزی که
به تن تیره دلی پیرهنت را دیدم




خیزران شیفته‌ی ساحت لب هایت شد
چشم وا کردم و زخم دهنت را دیدم




تا سحر قلب تنور از غم تو آتش بود

 
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 18:10
+3
بهناز جوجو
بهناز جوجو

امروز روز زیبائیست خورشید طلایی زندگیم دوباره ازپشت کوههای بلند تاریکی طلوع میکند عشق من باتو روز جدیدی را شروع میکنم بیا ابرهای تیره غم را ازدیدگانم دورکن

دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 17:21
+7
NeDa
NeDa

هر کس یک جور زندگی کردن رو دوست داره ! من دوست دارم تو اتاقم تنها باشم ، با کبریتم سیگار روشن کنم و دودش رو تماشا کنم . . . نه ناراحتم ! نه افسرده ! فقط چیزه جذابی اون بیرون وجود نداره ، همین . . .

دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 17:20
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ