یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سریال ساختن تو هر قسمتش یا یکی فلج میشه،یا کور میشه،یا ماشین میزنه با کاردک از رو آسفالت جمعش میکنن،یا صاعقه میزنه از وسط دو نیم میشه ؛ بعد اسمشو گذاشتن:
"شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" !!!
خو لامصب شاید واسه خودت اتفاق بیفته،
شاید واسه عمت اتفاق بیفته،
شاید واسه [!] اتفاق بیفته....
وااااااااااااااااااااالا
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:53
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو مترو یارو دست کرده تو جیبم، دستشو گرفتم میگم راحتی داداش؟

میگه ااا جیبه تو بود؟

بابا بگو دیگه، یه ربه دارم میگردم، فکر کردم موبایلمو زدن، نزدیک بود داد و بیداد کنم یه بی گناه دستگیر شه!

.

.

چرا اومدی پایین حرفی ندارم دیگه!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:50
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو خونه‌ی ما هرکی هرچی رو پیدا نمی‌کنه و کمک می‌خواد که فلان‌چیز کجاست، جوابش بلااستثنا اینه که "اگه بیام پیداش کنم کتک می‌خوری". کمک‌ِ بدونِ کتک تعریف نشده واسمون
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دایناسور پسر : بریم خونمون ؟
دایناسور دختر : نه
دایناسور پسر : بریم خونتون؟
دایناسور دختر : نه
.
.
.
.
.
.
بدین سان نسل دایناسورها منقرض شد
بیایید نگذاریم نسل ما انسانها هم منقرض شود! :))))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهى انقدر رو دور بدبیارى هستى که اگه بى حرکتم یه جا بشینى ممکنه میز همینجورى بلند بشه بیاد پایه شُ محکم بزنه به انگشت پات و برگرده سر جاش . . . :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:37
+1
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش میدانستی

لحظه هایم

بی تو تنهاست . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 14:02
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 13:55
+4
roya
roya

چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم …

گمان مے کرد فریب داده استــ مرا

نمے دانستــ تو پرسیده بودے :

مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 13:34
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 13:32
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ