#حکم #اعدام بود…! اعدامی لحظه ای مکث کرد و #بوسه ای بر طناب دار زد دادستان گفت: صبر کنید آقای #زندانی این چه کاریست؟! زندانی #خنده ای کرد و گفت: بیچاره #طناب نمیزاره زمین بیفتم، #ولی آدم ها !!! بدجور #زمینم زدن!
بعضی وقتها نیازست که دنده افکارت را خلاص کنی بگذاری برود برود به تنهایی برای خودش در چمنزار خاطرات بچرد قیقاج کند لگد بیاندازد حتی در خاکهای اطراف غلط بزند خودش را خر فرض کند هرچند فقطافکارت است که دنده اش ارا خلاص کرده ای