یافتن پست: #بی

sayeh
sayeh
کسی که دوسته داره همیشه نگرانته
به خاطزه همین بیشتراز اینکه بگه
دوست دارم میگه مواظب خودت باش.........{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:14
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از یـه جـآیی به بـعد دیگه ، نه دَست‌ پــآ میزنی



نه بــآل بـــآل میـ‍زنی



نه دل دل مـیکـنی



نه داد و بیداد میـکـنی



نه گــریه میـکنی

نه سـرت میزنی به دیوار

نه مـشـتت میکوبی به دیوار

از یه جایی به بـَعد فـَقط سکوت میکنی سکوت !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:00
+8
sayeh
sayeh
خدا هیچ کارش بی حکمت نیس......
حتی فاصله رو به حکمت دوستی افرید.......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:58
+7
sayeh
sayeh
سلام به همگیییی...
خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟:)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی لعنتی …
اون طوریم که تو فکر میکنی نیست ..
شاید عاشقت بودم،روزی …..!
ولی ببین بی تو هم زنده ام....
هم زندگی میکنم …
فقط گاهی در این میان...
یادت …
زهر میکند به کامم زندگی را …
همیــــــــن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+2
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگم نه برای کسی از بی کسی …
خسته ام نه از تکاپو از در به دری …
نه دوستی، نه یادی، نه خاطره ی شیرینی!
تنهایم تنهاتر از آن سنگ کنار جاده اما مشتاقم،
مشتاق دیدار آنکس که صادقانه یادم کند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:20
+5
.:SaRa:.
.:SaRa:.
یه فامیل داریم اسم پسرش هامونه (به معنی دشت) ، اسم دخترش صحرا (به معنی صحرا)
حالا دوشواری من اینه که ببینم اسم بچه بعدیشو چی میذاره ؟
الف – بر و بیابون
ش – پارک
ظ – فضای سبز
ه – محیط زیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:19
+6
.:SaRa:.
.:SaRa:.
بابام ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻝ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺑﺮﻭ ﻓﮑﺮﺍﺗﻮ ﮐﻦ ﺑﻌﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ !!!
پدر دمکراته ما داریم ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیدم در آن کویر درختی غریب را ّ
محروم از نوازش یک سنگ رهگذر
تنها نشسته ای بی برگ و بار زیر نفسهای آفتاب
در التهاب
در انتظار قطره باران در آرزوی آب ابری رسید چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت ای ابر ای بشارت باران آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت؟
غرید تیره ابر
برقی جهید و چوب درخت کهن بسوخت چون آن درخت سوخته ام
در کویر عمر
ای کاش خاکستر وجود مرا با خویش می برد
باد
باد بیابانگرد ای داد دیدم که گرد باد حتی خاکستر وجود مرا با خود نمی برد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ