یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻨﻢ ﺑﯿﺎﻡ ؟!
_ ﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟ !! |:
ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮﺳﺘﺎﻟﮋﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ .
چقد با این جمله فریبمون دادن<img src=(" title=":((" />(((((((
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:00
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اینجا بس دلم تنگ است !

و هر سازی که می بینم

بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا

آیا همین رنگ است ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:55
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت . . .
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدمــ بایـد یــڪے رو داشتــہ باشـــہ (!)

وقتـے دلش گرفتــہ بہش زنگ بزنــہ . . .

و براش پشت گــوشے آهنگ بذاره ...

یــڪے ڪــہ وقتــے نباشـہ ، دلشــوره بگیرے.

یــڪے ڪـہ نبـودنش بشه دلیل غمباد ِعصرهاے پاییزے (!)

یــڪے ڪـہ نفســہـاش تنـہـا دلیل نفس ڪشیـدنت بشـــہ

اونقـدر ڪــہ وقتے نیست ، نفست بنـد بیاد …

اصلا" بایـد یــڪے باشـہ وقتے میگے دلم گرفتــہ ،

بگــہ قربوלּ دل گرفتــہ ات . . . / .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختــــر خآنومـــآ .... با ریـتـــم بخونید ..... :دی
.
.
.
تقــــدیـم به همـه ی پســـرآی اوسگولـــِ ایـــرانی :دی =)))))))))))))))
.
.
.
پســـــر ایرونــــی ...
غـول بیـــابونــی ...
خودت میــدونی ...
عینــِ میـمونـیظ ....
شلوارت لیـــه ...
کفشــآت خـآکیــــــــه ...
جیبـآب خالـــیه ...
حآلآ وایییییییییییییییی وایییییییییییییی ، وای وای وای واییییییییی ، حآلآ واییییییییییییییی وایییییییییییییییی ، وای وای وای وای
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:43
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چیزهای بسیاری هستند که می پوسند ، فراموش می شوند ومی میرند مثل تاج ، عصای مرصع وتخت سلطنت
چیزهایی هم هستند که نه می پوسند نه فراموش می شوند ونه می میرند
مثل کلاه وعصا وکفش های چارلی چاپلین

شیرکو بیکس
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
"چهارم شهریور، سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث"

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کسی یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

"از شعر زمستان"
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می‌ نوشتم" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی‌ "
می‌ نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز می‌‌نویسم یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در این شهر مردانی را دیدم كه ادعای دوست داشتنت را كردند

در این شهر مردانی را دیدم كه در ظاهر با توبودن ودردرون باكسی دیگر

در این شهر پسركی را دیدم كه اشك ریخت ولی ندانست برای چی

در این شهر دخترانی را دیدم كه فریبنده دلهان

در این شهر دخترانی را دیدم كه به آنها ننگ بی احساسی زدند

در این شهر چقدر تنها دیدم

در این شهر دیگر عـــشــــــــــــــــــــق مرده است......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یــادم بــاشـــد ،

امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم

تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او …

.

.
ما بقــی را هم نقــدا” بــا خود بــه گور می بـــرم

.

.
ما بقــی همــان ” آرزوی بــا تــو بودن ” است
نتــرس جانکم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:04
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ