یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جای شما خالی‌
غروب را بدون شما دیده ایم
بیماری نیست
دیوانگی هم نیست
ما مبتلا به مرور خاطرات شده ایم
ما از قناعت به تکرار لحظه‌ها رسیده ایم
ما اصالت را در کهنگی عاشقانه ها دیده ایم
ما بیمار نیستیم
دیوانه هم نیستیم
ما مبتلا هستیم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ناراحت نباش رفیق...

تو فقط تنها نیستی...

ما یک جماعتیم که تنهاییم...

آمدیم همدیگر را از تنهایی در بیاریم...

یکدیگر را تنها تر کردیم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چـــــــــقدر

دوست داشتنی هستند

کســـــــانی که ...

شـــــــبیه حرف هایشان هستند ...


و مهم این که

چــــــــقدر نایابند !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:31
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پتروس ، فرار میکند !

کبری ، تصمیم نمیگیرد !

دهقان ، فداکاری نمیکند !

پسر شجاع ، ترسو شده است !

لوک ، بدشانسی می آورد !

پلنگ صورتی ، زرد شده است !

میتی کومان ، استعفا داده است !

پروفسور بالتازار ، جعلی مدرک گرفته است !

ای کیو سان ، مدل مو عوض میکند !

رابین هود ، با دزدها رفیق شده است !

پینوکیو ، به فکر جراحی بینی است !

یوگی ، دوستانش را میفروشد !

پـت و مت ، پست وزارت گرفته اند !

دخترک کبریت فروش ، رفته دوبی !

ولی ... ولی چوپان دروغگو ، هنوز "دروغ" میگوید ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرک... .
گاهی دخترکِ قصه ات را
بانویِ من
صدا کن!
گاهی که با عجله یا با حرص! اسمت را صدا می زند
آرام بگو:
جانم؟
تا ببینی چه آرام و با شرم می گوید:
جانت بی بلا... .
گاهی بی دلیل برایش یک جعبه شکلات یا پاستیل بخر
کنارش بنشین و تماشا کن دخترک را... .
که ذوق می کند از همان جعبه ای که باور کن
شیرینش بیشتر بخاطرِ دستانِ توست... .
پسرک... .
بیا یک رازِ دخترانه برایت فاش کنم:
دخترها بیشتر از هر چیز سادگی دوست دارند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آروم و آهسته " دختـــ♥ـــرمون " رو بغل می کنم و در گوشی با هم حرف بزنیم و پچ پچ کنیم

بعد از چند دقیقه میزارمش زمین و میفرستمش پیش " تــــــ♥ـــــو " که بهت بگه :

مامان جونـــ♥ـــی ، بغلم میکنی ؟!!! !♥♥♥

وقتی بغلش کردی آروم دست بندازه دور گردنت و بوست کنه ، بعد آروم و در گوشی بهت بگه :

بابا جونی گفت که بهت بگم ، آشتی نیستیما ، ولی امشب سه نفری شام بریم بیرون

تازه یه چیز دیگه هم هست که گفت نباید بهت بگم :
گفت امشب سالگرد ازدواجتونه و میخاد " سورپرایزت " کنه

طاها علوی 2 شهریور 92
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صدای سازم همه جا پر شــــــــده
هرکی شنیده از خودش بی خوده
.
.
.
تنهای بی سنگ صبور . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:14
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم گرفته میخوام گریه کنم.
شاید هر کسی این جمله رو ببینه یادش به جواد یساری بیفته و بخنده
ولی بیاین یه بار از یه دید دیگه به این جمله نگاه کنیم.
دلت که بگیره گریه میکنی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا دقت کردین دقیقا همون زمانی که می خوای یواشکی و بی سر صدا راه بری ،
تمام استخون های بدنت شروع می کنن به شکستن !
اعمم از پا ، گردن ، لگن ، قولنــج و ...!!
البته اگر لق بودن سرامیک و موزاییک های زمین رو در نظر نگیریم !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:47
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ