یافتن پست: #بی

saman
saman

پرواز  عقاب تیز پر ، در آن اوج آسمان  بلند، چشم نواز زمینیان است .



او را می بینند و به جایش باد غرور به



غبغب می اندازند .


گهگاه هم تشویقش میکنند.


بزرگی را ندارند...


خیال می کردند او به

 همان کوچکیست که آن بالا می دیدند ... 



و حالا او را به اتهام بزرگی ، سنگش می زنند .


نمی دانند پرنده های کوچک را حتی گذری به آن اوج نخواهد بود ....

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:37
+3
saman
saman

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست


دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست


حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا


دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟!


بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را


قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست


آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد


آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست


آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست


حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست


خواستم با غم عشقش بنویسم شعری


گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم سوزن و گذاشته رو دسته مبل افتاده گم شده همه بسیج شدیم دنبالش می گردیم..
اومده صحنه رو بازسازی میکنه یه سوزن دیگه میزاره میندازه ببینه کجا می افته..
هیچی دیگه الان همه داریم دنبال دو تا سوزن می گردیم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:34
+5
saman
saman

پیر شده ام


پا به پای دردهایی که


قد کشیده اندو


بزرگ شده اند!


میترسم!


میترسم دیگر


دستم به قلم نرود!


فکرش را بکن


تمام میشوم شبی!


یک روز می آیی و میبینی


نه من هستم


نه این کلمات!


آری


دارم خشک میشوم!


پا به پای


گلدانهایی که ...


این روزها میگذرند


اما


من از این روزها نمیگذرم!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:34
+2
saman
saman

کنار پنجره می آیم


نسیم تبسم تو جاریست


قاصدکها آمده اند


در رقص باد و یاد


سبز


سپید


سرخ...


و این آخرین قاصدک


چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!


****


می خوانمت


با هفت زبان


در اوج عشق و عاطفه ایستاده ای


سرشار از تکلم درخت و آفتاب


سرشار از تنفس آینه و عود


سرشار از بلوغ آسمان


و من هر چه می آیم


به انتهای خطوط دستان تو نمی رسم


می خواهم در بیرنگی گم شوم


****


نمی دانم


شابد به نسیمی که صبح گاه


در سایه روشن حسرت و لبخند


از کنار دستهایت عبور کرد


          می اندیشی


و من به آن بادبادکی فکر می کنم


که در سپیده دم ستاره و اسپند


در نگاه زلال تو تخم گذاشت


و تو نم نم


در تنهایی و ماه


ناپدید شدی


و تنها رد پایت


در امتداد مسیرهای خیس بی پایان


               جا ماند


****


جای تامل نیست


قاصدکها آمده اند


و تو در سرود خلسه و خاکستر


                           ناپیدا شده ای


و من به معراج نیلوفرانه تو می اندیشم


و به انتظار شب بوها


که در بهاری زرد


به شکوفه نشست


****
نمی دانم کدام پرنده


در نبض مدادهایت جاری بود


که هیچ کاغذی


در وسعت حجم آن نگنجید


راستی نگفتی کدام باد


      بادبادکهایت را با خود برد


****
پنجره را می بندم


خانه در موسیقی لبخند تو گم می شود


و آفتابگردان نگاه تو


در آسمان هشتم


ناتمام ادامه دارد


و من


به یاد آن پرنده ای می افتم


که صبح


در متن بلوغ و آفتاب


ناپیدا گم شد


     ناپیدا گم شد.


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:33
+1
saman
saman



چه سرد و سخت است این زمین


بی هدف در این چهار راه خاکی گام بر می دارم به کدام سو می روم ؟


نمی دانم...


در انتهای جاده سوم هجوم نور قلبم را می فشاردو گرمای آن نگرانم می کند


این گرمی سردش مرا تا مرز جنون می کشاند


چه سرد و سخت است این زمین حتی گرمایش نیز سوزش سرما را به همراه دارد 


شک دارم آیا گرمایش حقیقت دارد؟؟!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:31
+3
saman
saman

آرزوی من این است

که دو روز طولانی در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی


آرزوی من اینست یا شوی فراموشم


یا مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم


آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه


سرپناه من باشی لحظه تر گریه


آرزوی من اینست نرم وعاشقو ساده


همسفر شوی با من در سکوت یک جاده


آرزوی من اینست هستی تو من باشم


لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم


آرزوی من اینست تو غزال من باشی


تک ستاره روشن در خیال من باشی


آرزوی من اینست درشبی پر از رویا


پیش ماه وتو باشم لحظه ای لب دریا


آرزوی من اینست از سفر نگویی تو


تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو


آرزوی من اینست مثل لیلی ومجنون


پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون


آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا


من برای تو باشم تو برای من تنها


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو دنیا دو دسته آدم بیشتر نداریم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1-اونایی که آذر ماهی هستن!
2-اونایی که دوس دارن آذر ماهی باشن!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:30
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نوازشگر خوبی نبودی !
سفید شده تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:29
+2
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:27
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ