یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو آمریکا اگر تو جاده و بین راه ماشینت خراب بشه
یا گیر یه قاتل شکنجه گر میوفتى :(
یا یه دختر جذاب و اتفاقن مجرد بهت کمک میکنه :)
حد وسطم نداره !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماه رمضون رفت میخام یه مدت برم سر یخچال هیچی نخورم زل بزنم به یخچال و بگم فقط اومدم ببینمت
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماه رمضون رفت میخام یه مدت برم سر یخچال هیچی نخورم زل بزنم به یخچال و بگم فقط اومدم ببینمت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تلو تلو خوردن های عقربه ها
تا خستگی های خاموش

از پنجره های نیم باز
که با هر نسیم ، باز و بسته میشود
تا گلدان کاکتوس کنج اتاقم

از تختِ زمختُ بی نظم کنج اتاقم
تا پتوی گلبافت دو نفره در مرداد ماه داغ

همه آدرس من است
میدهم که زودتر بیایی ، همین حالا بیا خاتونم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خــود کُــشی...

مَـــرگ قَشنگــی که به آن دِل بـــستَم !

دَستِ کم هــر دو سه شـــب یکبار,به فِکرش هســـتَم !

این روز هــا پُر از پـــنجره های خَــطَرم...

گاه و بی گــاه... <<< بــه سَرم میزنَـــد این دَفعه حــتما بِـــپرم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
[!] ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
[!] بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به حکیم ارد بزرگ گفتند : ایرانیان را چگونه دیدید ؟

فرمود : بزرگانی در درون چراغ جادو !

گفتند : چراغ جادو ؟!

فرمود : آری ... ایران سرزمین بزرگان است و هزار افسوس که بیشتر این بزرگان ، در درون چراغ جادو ، خویش را در بند کرده و دلخوش به زندگی در سختی و غم هستند

گفتند : حکیم در این میانه ، کار شما چیست ؟

فرمود : به هزار گونه سخن ، دستان اندیشه ام را ، بر چراغ های آنان می کشم تا از آن برون آمده و خود را باز یابند و برای آبادی و شادی این سرزمین بکوشند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:01
+3
kamran amirfagr
kamran amirfagr
خدا کی میایی
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بازهم تنهایی .....بازم بی کس شدم..
کوله باری ندارم جز خاطره ها چندتایی هم لباس.
توی این باران خیس خیس میشوم..
زانوهایم را بغل میگیرم و درفکر آمدنت هستم..
میدانم نمی آیی..
ولی دلم به این خوش است که هنوز یادت هست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مثل این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چایی گذاشتم پایین میز کامپیوتر
همینطور که نگام به مانیتوره خم میشم میارمش بالا
انگار قراره ماشین از جلو بیاد !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 20:52
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ