یافتن پست: #بی

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:31
+4
AmiR
AmiR
اون آپشن درسته ولی ن در مورد هر پسری

ن دختر و ن پسر نمیتونن خاطراتشونو از بین ببرن

همه چی بستگی به خود طرف داره
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:13
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از آپشن هایی که پسرا دارن اینه که .
.
.
.
.
.
.
شکست عشقی میخورن در حد خودکشی...
اصن داغون...
ولی باز هر دختر خوشگلی رو که میبینن میگن جو و و ن...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:11
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از گم شدن میان ادعاهای آدمهایی که تو شانس و اقبال و
میراث پدریشون گم شدن بیزارم

" پرستو پرواز "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:02
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟
...
زخم ها بر دل عاشق کردند...
خون بر چشم شقایق کردند
...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
وای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است
! ....
دل خوش سیری چند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:42
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پدر میخواهد پسرش را امتحان کند...سکه وشراب و قران جلوی او میگذارد
میگوید اگر سکه را برداشت تاجر خوبی میشود
اگر مشروب را برداشت خلافکار میشود
و اگر قران رو برداشت با خدا میشود.
پسر سکه را میگذارد توی جیبش
شراب را میخورد
و قران را زیر بغلش میگیرد
پدر میگوید:پدرسگ شیخ میشود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:41
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوسدیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوسگفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روى تو گفتا خودم ندانمگفتم بگیر فالى گفتا نمانده حالىگفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خیالىگفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟گفتا که مى سرایم شعر سپید بارىگفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شدگفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شدگفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟گفتا شده ستاره در فیلم سینمایىگفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروزگفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروزگفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نمودهگفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نمودهگفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنونگفتا شدید گشته معتاد گرد و افیونگفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایشگفتا : خرید قسطى تلوزیون به جایشگفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره؟گفتا : شدست منشى در دفتر ادارهگفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزلگفتا که دست خود را بر دار از سر دلگفتم ز ساربان گو با کاروان غم هاگفتا آژانس دارد با تور دور دنیاگفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دىگفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادىگفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقىگفتا که جاى خود را داده به [!]س برقىگفتم بیا ز هد هد جوییم راه چارهگفتابه جاى هد هد،دیش است وماهوارهگفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟گفتم بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگىگفتا که ادکلن شد در شیشه هاى رنگىگفتم سراغ دارى میخانه اى حسابىگفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابىگفتم : بیا دوتایى لب تر کنیم پنهانگفتا نمى هراسى از چوب پاسبانانگفتم بلند بوده موى تو آن زمان هاگفتا به حبس بودم از ته زدند آن هاگفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتى

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:40
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی ای که جادوی کلماتت قلمها را سرنگون میکند سلام


دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:39
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق استتنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکندو بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:38
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز هم قلبی به پایم اوفتادباز هم چشمی به رویم خیره شدباز هم درگیر و دار یک نبردعشق من بر قلب سردی چیره شدباز هم از چشمه ی لب های منتشنه ای سیراب شد،‌سیراب شدباز هم در بستر آغوش من رهروی در خواب شد ،‌در خواب شد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:36
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ