یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان بزرگم داشت نماز می خوند گفت: خدایا
گفتم: بلی؟
یه دیقه مکث کرد گفت: آدم انقد بی شعور؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺗﺎﺣﺎﻟﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﺍﺑﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎ ﯾﺎ ﭘﺎﻫﺎﺗﻮﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺳﺖ ﻭ ﻧﺪﻭﻧﯿﻦ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺰﺍﺭﯾﻨﺶ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﻣﻠﻖ ﺑﺰﻧﯿﻦ ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻢ?
ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﻪ
ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺯﻧﯽ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:58
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ بیـــرون میکشـــم بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ و نیسـتـــی .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:58
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


عشق مثل آبه میتونی تودستات قایمش کنی ولی یه روزدستاتوبازمیکنی میبینی همش چکیده بدون اینکه بفهمی


دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/05/11 - 13:54]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:53
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چای سبز کنار دریا ... وِ سرخی لحظه ها با نوای آبی باران و بی چتری واژه ها ، چه کنم با حس ِ خوب بیکران که مرا میکشاند به خلسه ای بی پایان ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:53
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان در است

کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

در رشته چون کشم در و لعل نسفته را
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:50
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بیداد رفت لاله بر باد رفته را / یا رب خزان چه بود بهار شکفته را / هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید / نو کرد داغ ماتم یاران رفته را ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:49
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


من طبل جدایی به خود میزارم.. از دشمن خلق هم چونان بیزارم.. گویند که می مخور خورم من مستم.. چون مست شدم نده کسی آزارم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:46
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف...

لرزشی روی میز کنار تختم!

از این صدا متنفر بودم امّا....

چشمهایم را میمالم...:

"new message"

...تا لود شود آرزو می کنم٬کاش او باشد

...سکوت می کنم

آرزوی بی جایی بود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:41
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ