*elnaz* *
آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد ...
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای ...
ronak
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلموشکستی و رفتی پی کار خـودت
اینا تقصیر توئه اون دل ِ بیمار خودت
دل ِ بیمار خودت….
خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـره
قلبـمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تـو آزادی
خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـــره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تــــو آزادی
میدونستم مزه ی عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگه خب محاله بشکنه
تو رو دست کم گرفتــم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاست بیابردار ببرش
بیا بردار ببرش….
خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میـــبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی
ronak
تـو مثـل ِ الـکـُلی
بـایـد مـواظبـَت بـود
غـافـل شـَوَمـ میپـــَری . . .
mah3a
زیاده خواه نیستم !
جاده ی شمال
یک کلبه ی جنگلی...................... ...........
یک میز کوچک چوبی
با دو تا صندلی
کمی هیزم، کمی آتش،مهِ جنگلی
کمی تاریکی _ محض،
کمی مستی،کمی مهتاب...
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...
تـو باشی،مـن باشم و ...هــیچ !
دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان ..
reza
تا کی
نبـش قبـر می کنی
هـر روز در من
خاطـرات دفـن شـده را ؟
نفـس تـو دیگـر
مسیـحایی نیـست
که جان بدهـد
استخوان های پوسیده
بودنم را !!!
Andres
سـلـامتــي همـه اونــايــي
كـه فقـط رفيـق روزاي خوشـيـت نيسـتـن
و تـوي غــم هــا تنهــات نميـــذارن
ســلـامتــي همــه اونــايــي كـه معــرفـت حـاليــشـونــه
و تنهــامـون نـذاشـتـن !!!
saeed
تـو به احساستــــ بیامـــوز نفـــس نکشـــد هـــوای دل ها آلــودستــــ اینجـــا فاصـ ـ ـ ـله ی یکــــ عشـــق تا عشـــق بعدیــــ یکــــ نـ ـ ـخ سیگـ ـ ـار استـــــ !