یافتن پست: #تنها

saman
saman
در CARLO
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/18 - 15:45]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:44
+5
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:27
+4
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 13:57
+7
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 13:00
+6
sara
sara
تنهايے ،

تاواטּ همـﮧ نـﮧ هآيے است کـﮧ نگفتمـ تا בل کسے نشکنـב !

همـﮧ محبتهايے کـﮧ زياבے هـבر בاבم تا בلے رآ بـﮧ בست آورم !

همـﮧ בوستت בارم هاے آبکے کـﮧ جـבے گرفتم ...!!

همـﮧ ساבگے کـﮧ בر اين בنياے هزار چهره خرج کرבم !

تنهايـے ...

تاواטּ همـﮧ خوش بينے هایے است کـﮧ بـﮧ בنيا و آבمهاے اين روزها בاشتم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:59
+5
saman
saman
در CARLO
باورم کن
باورم کن اگه تنهام
باورم کن اگه خسته ام
باورم کن که تو دنيا
به هواي تو نشستم
باورم کن اگه بازم
چشم به راه تو مي مونم
توي تنهايي شبهام
واسه چشم تو مي خونم
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کاشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
روز و شب اين شده کارم
که سراغتو بگيرم
همه ي ترسم از اينه
تو نياي و من بميرم
هميشه توي خيالم
روبروي من نشستي
نذار اينجوري بمونم
تو رو اونکه مي پرستي
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:53
+6
sara
sara
دو تا بودن و همراه بودن ...

بهتر از صد تا بودن و تنها بودنِ .. !!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:52
+4
havva
havva
رفيق يعني "پسر خاله توي فيلم كلاه قرمزي"،كه رفته بود يه كيك مسموم رو تنهايي خورده بود تا بقيه مريض نشن!بهش گفتن خب چرا ننداختي دور؟گفت:خب مورچه ها مي خوردن.به مورچه كه نميشه سرم وصل كرد ... به عشق همه ي رفاقتاي پسر خاله اي ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:05
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گوشهایم چشم به راه بودند که
سفر صدایم کرد
یک پیرهن تنهایی.یک هیچ
دلم تنگ کویر است تنگ جنگل
اگر جاده ها مرا به تو پس دادند
زیاد دلتنگم نخواهی ماند
دوباره می ایم
همین جای دنیا می ایستم
می گویم
.
سلام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 11:18
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نرو تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو تو هم می پوسی میمیری بی من نرو تو هم طاعون غم می گیری بی من نرو
اه نرو نروتو که می دونی من بی تو توبی من یعنی حسرت تو که می دونی بی جواب می مونه عشق وعادت
تو که می دونی کم می شم تو که می دونی کم می شی تو که می دونی هم اغوش غم می شی نرو اه نرو نرو
اما بعضی موقع انسان از چیزای فرار می کنه که به خاطر دیگرا ن واسایش اونهاست
چشم پوشیدن از عشق از زندگی و...... اما چه سود همینهایی رو که دوستشان داری یه روز تنهایت می گذارند ومی روند
نمی شود از کسی گلایه کرد باید شکر گذار خداوند بود که می توانم روی پای خود بیاستی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 11:15
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ