یافتن پست: #تنها

maryam
maryam
گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟
گفتمش دل مال تو، تنها بخند.
خنده كرد ودل زدستانم ربود.
تا كه باز آمدم او رفته بود،
دل زدستش روي خاك افتاده بود.
جاي پايش روي دل جامانده بود.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:04
+2
nahid
nahid
ليلي ، نام تمام دختران زمين است

خدا مشتي خاك بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد،
از خود در او دميد. وليلي پيش از آنكه با خبر شود ، عاشق شد.
سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد. ليلي بايد عاشق باشد.
زيرا خدا در او دميده است و هركه خدا در او بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران زمين است ، نام ديگر انسان.
خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد.
آزمونتان تنها همين است: عشق. و هر كه عاشق تر آمد ، نزديك تر است.
پس نزديكتر آييد، نزديك تر.
عشق كمند من است. كمندي كه شما را پيش من مي آورد. كمندم را بگيريد.
و ليلي كمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق ، فرصت گفتگو است. گفتگو با من.
با من گفتگو كنيد.
و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد.
خدا گفت: عشق، همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند.
و ليلي مشتي نور شد در دستان خدا.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:43
+7
hosein
hosein
دلم گرم خداونديست كه با دستان من گندم براي ياكريم خانه ميريزد.چه بخشنده خداي عاشقي دارم كه ميخواند مرا باآن كه مي داندگنهكارم.ميدانم بدون لطف او تنهاي تنهايم..... برايتان من خدارا آرزو دارم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:21
+5
saeed
saeed
حواس، ابزار كشف نیست، بلكه تنها، ابزاری برای ارتباط عملی با دنیای خارج و نیز عقل است
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 16:11
+1
محمد
محمد
مسئولین محترم گوگل خواهشا برید سر اصل مطلب و سر مارو شیره نمالید..
جی پلاسو ، جی میلو ، جی تاک میخوام چی کار!
اگه مردی یه جی اف برسون!
مردیم از تنهایی !!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 15:26
+4
ali rad
ali rad
قاصدک غم دارم

غم اوارگی و در به دری

قاصدک وای به من ! همه از خویش مرا می رانند!

همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند

قاصدک دریابم !

اسمان نگهم بارانی ست

قاصدک غم دارم !

غم به اندازه سنگینی عالم دارم

قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی

می گریزم به جهانی که مرا نا پیداست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 14:19
+1
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
عقب بایست
میخواهم کمی با خودم خلوت کنم
تو دیگر نه تنها خودت نیستی
بلکه
مرا با خودم بیگانه کردی
باید خودم را باز یابم
کمی از من دور شو
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:40
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب سرديست و من افسرده
راه دوريست و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي کنم تنها از جاده عبور
دور ماندن ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا مرد دل من
قصه ها ساز کنم پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر ، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو که به دل انگيزم
قطره اي کو که به دريا ريزم
صخره اي کو که به دام آويزم
مثل اينست که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليک غمي غمناک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
اندکي صبر ، سحر نزديک است.
.............................
پ.ن.اخ که این شعر با صدای محمد اصفهانی چی میشه
پ.ن.اخ چرا امشب دلم هوس غزل و حافظ و پیاده وری کرده؟
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:06
+6
sina
sina
کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مونم

ولی.....

رفتی و گفتی آنجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای ما نبود

من دعا کردم برای بازگشت



دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 20:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه می دونست چقدر تنهام به حالم گریه می کرد و
اگه می دونست چقدر به خاطش گریه می کنم هر گز تنهام نمیذاشت
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 17:46
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ