یافتن پست: #تنها

مهسا
مهسا
@mitra_m خدایا :

به سلام هایمان ؛ برکت بده !!!



تا در این" زمستان " تنهایی !!!


دلگرم شویم . . .


به " بهاری " که در راه است !!!
{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:34
+5
maryam
maryam
روزی اگر نبودم ، تنها آرزویم ساده ام این است

ریز لب بگویی :

“یادش به خیر”

.

.

.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:24
+2
maryam
maryam
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد

یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .

.

.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:02
+3
ronak
ronak
چقدر دوست داشتم يک نفر از من ميپرسيد
چرا نگاههايت آنقدر غمگين است؟
چرا لبخندهايت آنقدر تلخ و بي رنگ است؟
اما افسوس که هيچ کس نبود...
هميشه من بودم?من و تنهايي پر از خاطره...
آري با تو هستم!با تويي که از کنارم گذشتي
و حتي يکبار هم نپرسيدي چرا چشمهايم هميشه باراني ست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:02
+2
ronak
ronak
آه خداي بيداري هاي هميشگي...
باز تنهايم
باز مي لرزد پاي دل
باز لرزان است دست احساس
باز خواب آلودست کودک اشتياق ...
باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست
باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...
باز من ماندم و راهي بي عبور
چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:51
+5
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:42
+5
mah3a
mah3a
آخر نفهميديم ما زندگي کرديم يا زندگي مارا.....

احساسه تنهايي کرديم يا احساسه تنهايي مارا ..!!!!
والا به خدا..!!! :|
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:29
+7
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
كرم زشت و تنها بود

پيله بست

پروانه شد

زيبا شد و رفت

حكايت توست با من

اوج گرفتي شدي مال ديگري
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:27
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
شغلش این بود بیاید،


عاشق کند...


تنها بگذارد و برود...!


نامرد... نمیدانم!

مامور بود و معذور...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:24
+3
مهسا
مهسا
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ؛ چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ؛ چون زمانی عاشق بودن
تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن
مثل یک جمله آشنا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:15
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ