♥ نگار ♥
تنها کاشف الکل رازی نبود. بلکه مصرف کنندگان آن هم راضی بودند....
*elnaz* *
تنهایم بگذارید !!!! در من تیمارستانی قصد شورش دارد.
AmirAli
دختره می ره لوازم التحریر فروشی می گه آقا شما کارت «تو تنها عشق منی» دارید….
فروشنده می گه: بله داریم
دختره می گه: پس ده تا بهم بدین…..!!!!
محمد
تنهایی
چیزهای زیادی
به انسان میآموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم...!
*elnaz* *
باران ...
آسمان بارانی است
همگی می گذرند
چتر دارند به دست
تا نبارد باران
بر سر و صورتشان
اما ...
من تنها و رها
زیر این سقف سیاه
گام بر می دارم
بی چتر ......
محمد
حَـــــــــــــراج کرده ام ؛
تنهائیــــم نصفِ قیمـــت . . .
سوگِ خاطـره ها خـــــــــَرج می خواهد دیگــر