یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین استرسی و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست...واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست!:D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کلید اسرار:
شش نفر بودیم
دو ساعتی میشد كه توی آسانسور گیر كرده بودیم
دیگه هوامون داشت تموم میشد
داشتیم نفسهای آخر رو میكشیدیم كه یهو یه نفر دست كرد
توی كیفش و یه پاكت چیپس در آورد و سریع درش رو باز كرد
با هوایی كه توی پاكت چیپسه بود تونستیم دو ساعت دیگه دوم بیاریم؛ تا تیم امداد برسه و نجاتمون بده!!
برگرفته از یک داستان واقعی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله(!) گنده برفی دنبالم کنه ...اونقد بدووووووووم ....اخرشم له شم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اولین كارى كه تو بچگى دوست داشتم خودم یاد بگیرم ؛ ناخن گرفتن بود !
چون مادرم همیشه بند اول انگشتم جزء ناخن حساب مى كرد :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:02
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 17:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با توجه به فصل پاییز و هوای 2نفره و بارونی:
..
.
.
.
.
.
.
اگه میحوای زیر بارون باهات قدم بزنم:شارژ 2000تومنی،
اگه دستتم بگیرم:شارژ 5000تومنی،
اگه حرفهای عاشقانه ام بزنم:شارژ 10/000تومنی،
اگه تا خونتونم همرات بیام:شارژ 20/000تومنی با شماره تلفنتو مسیج کن.
دوستاتو بیاری به ازای هر دوستت 1000 تومن بیشتر میگیرم
اگه چتر هم از خودم باشه 2500 تومن بیشتر میگیرم
در آخر اگه ازت خوشم اومد دفعهء بعد نصف قیمت حساب میکنم:
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 17:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یبار با مخاطب خاصم دعوام شد وسط دعوا
بهش گفتم بیا بغلم
.
.
.
.
گفت گ... نخور بابا و رفت:|
ولی تو داستانا یجور دیگه بود به موت قسم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 17:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻟﻮ ﺍﻟﻮ ﺻﺪﺍﺕ ﻗﻄﻊ ﻭ ﻭﺻﻞ ﻣﯿﺸﻪ

منم ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﯼ توﺟﺎﻡ ﺑﺪﻡ, ﺍﻟﮑﯽ ﻣﯿﮕﻢ: ﺍﻻﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ؟؟؟ |:

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻦ :ﺁﺭﻩ ﺍﻻﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ !!!...|: |: :|آخه چرااااااا :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 17:41
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ