یافتن پست: #تو

روزگاری خواهد رسید...

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای...

به یاد من...

ستاره هارا خواهی شمرد تا آرام شوی!

دلت هوایم را خواهد کرد...

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را...

به یاد خواهی آورد اشک هایم را...

مطمئنم در آن لحظه در دلت میگویی: من تو را میخواهم!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:22
+3
saeed
saeed
من از نيش زبان گاه و بي گاهت، کمي رنجيده ام
ازنمک پاشيدنت بر زخم هايم هم، کمي رنجيده ام
گرچه اين بي مهريت از روي اجبارست ، ليک
باز از سردي گفتارت، ولي رنجيده ام
قصه هاي دل سپردن را تو مي داني عزيز
چون تو بيگانه شدي با غصه ها ، رنجيده ام
گرچه ما جرمي نکرديم وجدايي سهم ماست
فاصله عادت شدت، از اين يکي ، رنجيده ام
گرچه اين زخم زبان ديگران عادت شده
تا کجا؟ تا آسمان از دستشان، رنجيده ام
باز هم بي خوابي وبي تابي من را نبين
اين دروغي بيش نيست، کز دست تو رنجيده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:18
+1
saeed
saeed
تو هنوز...
با تمتم نبودنت...
تنها پناهگاه من از این آدمهایی...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 18:57
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره یادش رفته کیبوردش رو فارسی کنه، استاتوس زده:
lk ]rnv pl hlv, c o, ffifi... ] rnvhdk[h o, fi
۱۵۰ تا هم لایک خورده
کامنت پسرها:
* خیلی زیبا گفتی مثل خودم فکر میکنی
* چقدر متن پر احساسی بود،
* من اولش مخالف بودم، اما فکر کرد دیدم حق با توئه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 18:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 18:49
+1
behzadsadeghi
behzadsadeghi
گفتی (پ) پات وایسادم گفتی (م) واست مــــُــردم گفتی (خ) واست خون ریختم فقط منتظرم بگی (ت) تا بزنم تو گــوشِت و تلافـی همه چیُ در بیارم !
آخرین ویرایش توسط behzadsadeghi در [1392/06/22 - 16:56]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 16:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسری که ازت نپرسه کجا میری، کجا میای،
بهت نگه زود میری خونه،
نگه رسیدی زنگ بزن،
نگه روسریتو بکش جلو،
روزی 10بار زنگ نزنه،
جلوی دوستاش دستتو سفت تر نگیره،
نگه فقط 5min بیا جلوی در ببینمت،
نبرتت برف بازی،
واست عروسک و پاستیل نخره...
.
.
.
.
.
.
.
اصن پسر نیس... :|
شلغمه، هویجه، سیفی جاته، پلانکتونه،جزء اشیا محسوب میشه،نباشه بهتره :
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 16:36
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

(( گفت وگوی غنچه و گل )) غنچه با دل گرفته گفت : زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است ، باصدای سبز راز گفتن است گفت وگوی غنچه وگل از درون باغچه بازهم به گوش می رسد راستی تو چه فکر می کنی ؟؟؟ کدام یک درست گفته اند ؟؟ من فکر می کنم گل به راز زندگی درست اشاره کرده است هرچه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشتر زغنچه پاره کرده است

دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 16:31
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
خوشبختی را در همین لحظه  باور کن

لحظه ای که دلی به یاد توست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 16:30
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ