زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف
امروز پر از بودن توست زندگی را در یاب ....
تو از من دور و من دلتنگ تو آبادی
و من ویرون همیشه قصه این بوده یکی گریون یکی خندون
پشت این شیشه که دنیای مرا به همین عادت و تکرار تنزل داده ست
بی کرانی ست پر از تجربه های تازه کاش
فریاد کمک خواهی این ماهی تنگ میتوانست از این شیشه فراتر برود