یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مگه میشه دوستت نداشت
مگه میشه یادت نبود
مگه میشه اسمت ورد زبونم نباشه
مگه میشه نپرستید تو رو
مگه میشه ساده ازت گذشت

من نمی تونم
دوستت دارم ♡♡♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻪ ﭼﺎﯼ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺮﺍﺏ ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﺱ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﺎ ﺟﺎﺗﻮ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در زندگی، سخت ترین چیز، انداختن گذشته است. زیرا انداختن گذشته

یعنی انداختن تمام هویت، انداختن تمام شخصیت. یعنی انداختن

خودت....،تو چیزی جز گذشته ات نیستی،

تو چیزی جز شرطی شدگی هایت نیستی.گذشته تنها چیزی است كه

در مورد خودت می دانی. انداختن آن دشوار است ،سخت ترین چیز در

زندگی است. ولی كسانی كه جرات انداختنش را داشته باشند، فقط

آنان زندگی می كنند. دیگران فقط تظاهر به زندگی كردن می كنند.

اُشو
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:16
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﯼ ﺩﻭ ﺟﻦ ﺩﺭ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ
ﻓﯿﻠﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﮕﯿﺮ 2 ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﺪﻡ ... ﺗﻮ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ
_ ﺁﺭﻩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮﻣﻪ !
_ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻣﻮﻥ
ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻦ ﻧﮕﺎﻣﻮﻧﻦ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ؟
_ ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻮ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !
_حتی شنیدم میشه انسان و ظاهر کرد و دید !
_ یا حضرت جناعیل !!
_ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻥ ... ﺧﺮﺍﻓﺎﺗﻪ
_ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﻪ
بگیریم بخوابیم بابا از این حرفای ترسناک نزن من از انسان میترسم !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسره با سن داداشش رو هم 13 سال نمی شه بعد استاتوس زده
GalexyS4 یا I-Phone
کدومش؟
اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمی رم!
من سن اون بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که می خواستم برم با خودم می بردم، بعدش تشت رو آب می کردم با کله می رفتم توش و ساعت ها به شادی می زیستم! والا!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:09
+5
sayeh
sayeh
سلام به همگی
من سایه عضو جدید سایتم
امید وارم لحظه های خوبی کنارتون داشته باشم
از اشنای باهمه خوشبختم.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:07
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن
لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن
تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز…
من میخندم به فرداهایت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو
.
.
.
تو
.
.
.
همین کافیست!
خودت سراپا کلیات غزل های عاشقانه ی منی...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 17:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در من

کوچه هاییست که با تو …

سفر هاییست که با تو …

روزهایست که با تو …

شبهاییست که با تو …

عاشقانه هاییست که با تو …

نگشته ام

نرفته ام

سر نکرده ام

آرام نیافته ام

نگفته ام

می بینی چقدر با تو کار دارم ؟

زودتر بیا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 17:41
+4
saman
saman

در تمام حنجره هایی که تو را می خوانند


قناریِ کوچکِ دست آموزی هست


که دفتر نُت های مرا


دوره می کند هر شب.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 15:25
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ