شبی یاد دارم که چشمم نخفت ، شنیدم که پروانه با شمع بگفت ، که من عاشقم گر بسوزم رواست ، تورا گریه و سوز و زاری چراست ؟
شبی یاد دارم که چشمم نخفت ، شنیدم که پروانه با شمع بگفت ، که من عاشقم گر بسوزم رواست ، تورا گریه و سوز و زاری چراست ؟
توی دنیا دوتا نابینا بیشتر وجود نداره ، یکی تو که هیچ وقت عشق منو ندیدی ، یکی هم من که کسی را جز تو ندیدم .
وقتی پیام نمیدم خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ، تو فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم ، اونجوری که تو فکرتم حس میکنم کنارتم .
شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست ، وین جان به لب رسیده در بند تو نیست ، گر تو دگری به جای من بگزینی ، من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست .
آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین ، بنشین تا به خود آید دل زارم بنشین ، دل و دین بردی و اکنون بی جانم آمده ای ، بنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشین .
فریاد من از داغ توست ، بیهوده خاموشم نکن ، حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن ، همرنگ دریا کن مرا ، یکبار معنا کن مرا . @NEGAR1992
مدتها بود که میخواستم رازی را که در سینه دارم به تو بگویم ، ولی نتوانستم . داشتم هنگامی که از کنارم میگذشتی این راز را در چشمان عاشقم بخوانی ، ولی تو با بی اعتنایی میگذشتی ، تا اینکه امروز قلم برداشتم تا از بی مهریت بنویسم . وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم دیدم نوشته ام دوستت دارم .