بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه دُرودی نه پیامی نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گُشایم
ز آنکه دیگر تو نه آنی، تو نه آنی
[فروغ فرخزاد]
هر وقت توی زندگ به یه در بزرگ که روش یه قفل بود رسیدی ، ناایمید نشو . چون اگه قرار بود باز نشه به جاش یه دیوار میذاشتن .
هـدیـه ام از تـولــد .. گریـه بـود
خنـدیدن را تو به من آمـوختـــی
سنگ بوده ام .. تو کوهم کردی
برفــــ بوده ام .. تو آبــــم کردی
آب می شدم .. تو خانه دریا را نشانم دادی
“می دانســـتم گریـه چیســــت
خندیدن را تو به من هدیه کردی …!
[شمس لنگرودی]