یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرق بین مردای قدیم و جدید:
قدیمترها لحن مردها:
گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور
امــا اکنون :
عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو :))
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو امتحان گواهینامه داشتم،افسَر پرسید:دور زدن کجا ممنوعه؟؟؟
گفتم:تو رفاقت!
خندید و گفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بیا برو پایین بینم ، فک کردی اینجا فیســــبوکه؟!؟! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



برای آدم نابینا شیشه و الماس یکیست . اگر کسی قدر تو را را ندانست فکر نکن تو شیشه ای اون نابیناست!



دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:19
+3
روشنا
روشنا
خدایا #من را ببخش #من آدم خوبی نبودم بهانه ام اینه که بر سر راهم یک آدم خوب نبود که #تو لحظه های بحرانی راهنمایی ام کنه و دستهام رو بگیره افسوسم اینه که خودم رو هم سر راه یک آدم #خوب قرار ندادم ... نه دنبالش #رفتم و نه دنبالم اومد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:02
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فارس نزاد پرست نیست (مگه کوروش نزاد پرست بود؟) رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟) ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟) قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟)
بلکه اینان ستونهای ایرانند‎. وقتی داریم از داخل ستونها رو خراب میکنیم دیگه نیازی به دشمن خارجی نیست.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند شب پیش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود. اومدم تیریپ نمك بردارم، به بابام گفتم: بابا اگه زمان برگرده به عقب، باز با مامان ازدواج می‌كنی؟ گفت: آره، ولی تو رو به دنیا نمیاوردیم!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم از دانش آموزان خواست که انشاء درباره یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر، معلم از او پرسید: تو چرا نمی نویسی؟

دانش آموز جواب داد:نوشته ام!

معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد. نوشته بود: به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:53
+3
روشنا
روشنا
ﺎﺑﺎﻡﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ....؟ . . . . . . . . . . . ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!! ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ...؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:52
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تمام  میشوم  ....وقت   گوش  سپردن  به  آهنگی  که  تو  را   در   تمام   کلماتش   میبینم!!!دست نوشته های یاسی...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش میشد به خانه باز گردم
به خانه ی معبود که در روحم بیتوته کرده است
به بهشتی که از آن افتادم
بعد از قرن ها...
بی هیچ میوه ی ممنوعه
سیب یا گندم بود؟
کاش انسان پایان می یافت
به خاک باز میگشت
نکند بهشت ...زمین باشد؟
دیگر خبری از کلاغ ها نیست..
گویا به خانه رسیده اند!!!

دست نوشته های یاسی...به خانه بازگردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:42
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ