یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با اونایی که ” دستشون به دهنشون نمیرسه ” درست حرف بزن!!
ممکنه دستشون به دهن تو برسه !!
.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:14
+2
saman
saman
بی تو هم می‌شود زندگی کرد
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت؛ …
فقط
بی تو نمی‌شود به خواب رفت!


[رضا کاظمی]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:12
+2
saman
saman
ﺩﻳﮕﺮ ﺩﻳﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺧﻴﻠﯽ ﺩﻳﺮ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻳﺎﺩﺕ ﺑﻴﺎﻓﺘﺪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ …
ﺩﻳﮕﺮ ﺩﻳﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ
ﺩﻳﮕﺮ ﺩﻳﺮ ﺍﺳﺖ !
ﻭ ﺩﻳﺮ ﻳﻌﻨﯽ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ
ﺣﻀﻮﺭﺕ
ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ …
ﺩﻳﺮ ﻳﻌﻨﯽ ﺣﺎﻻ
ﻛﻪ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ,
ﺩﻳﺮ ﺁﻣﺪﯼ !

(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:55
+3
saman
saman

همیشه منتظرت هستم
خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته در را عوض میکنم
انگار کسی در میزند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
بانو خوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهاییست
در را می بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین…


[کیکاووس یاکیده]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
قابل توجه دخترا(خودمم دخملما!)
شمایی که هی به پسرا گیر میدید ابروشونو برداشتن و مو رنگ کردن و...
منم به شما میگم چه وضعشه آخه مانتو میپوشید اندازه تی شرت پسرا آستیناتونم که تا میکنید تا بازوتون انگار دارید میرید جنگ شال و روسریتونم که قوربونش برم دو دقه یه بار از سرتون می افته!
اول خودتونو درست کنید بعد به پسرای بیچاره گیر بدید!
.
.
.
دختراخانما نیاید دنبالم لهم کنیدا!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:45
+2
saman
saman

دست همیشه برای زدن نیست ….


کار دست همیشه مشت شدن نیست …..


دست که فقط برای این کار ها نیست …..


گاهی دست میبخشد …..


نوازش میکند ….. احساس را منتقل میکند …..


گاهی چشمها به سوی دست توست …..


دستت را دست کم نگیر ……!

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه ، بعد دختره اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره ! منم گفتم : نترس خانم یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟
بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت ! مام سینه خیز اومدیم تا خونه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عادمها دو دسته هستند :
یا منو دوست دارند یا اصلا عادم نیستند
راستشو بگو تو جز کدوم دسته هستی ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:41
+1
saman
saman

شب اما برای من است،
وقتی فکر می‌کنم این وقتِ شب
مگر چند نفر بیدارند؟
و از میان آنانکه بیدارند،
مگر چند نفر به تو فکر می‌کنند؟
و از میان آنانکه که بیدارند و به تو فکر می‌کنند،
مگر چند نفر می‌توانند،
صبح فردا شماره‌ات را بگیرند،
و این شعر را برایت بخوانند؟


[لیلا کردبچه/ کلاغمرگی]




دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو مدرسه ازم خواستند ضمایررو بگم..

کمی مکس کردم


سپس گفتم:
من...من...من.....
گفت پس بقیه:

اشک از گوشه چشمم چکید

گفتم همه رفتند

تنها
من ماندم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:37
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ