یافتن پست: #تو

توسکا
توسکا
سلام. من توسکا هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 11:30
+5
saman
saman
در CARLO

اين پيغام کاملاً جديه. باور کنيد. منم اول قبولنداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 11:14
+3
saman
saman
در CARLO

اگه مردونگي مرده، اگه رفاقت­ها رنگ باخته، اگهعشق ديگه معنا نداره، اگه دنيا پر از نامرديه، اگه آرامش نيست، خوب به تو چه، توآف‌لاينت رو بخون!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 11:04
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از خیاطی پرسیدند :زندگی یعنی چه ؟گفت دوختن پارگی های روح و دل با نخ توجهاز ماهیگیری پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت انداختن قلاب حقیقت جویی در قعراقیانوس علم و داناییاز باغبانی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت کاشتن بذر عشق در زمین دل ها زیر نور ایمانازباستان شناسی پرسیدند زندگی یعنی چه :گفت کاویدن جانها برای استخراج گوهرهای دروناز اینه فروش پرسیدند زندگی یعنی چه ؟زدودن غبار از اینه دل با شیشه پاک کن توکلاز میوه فروش پرسیدن زندگی یعنی چه ؟دست چین کردن خوبیها در صندوقچه قلباز معماری پرسیدن زندگی یعنی چه ؟گفت ساختن پلکانهای موفقیت در خانه فکراز گور کنی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟حفر گودالهایی برای چالکردن همه چیزهایی کهتاریخ مصرفشان گذشته استاز نقاشی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت به تصویر کشیدن زیبییها با بزرگنمایی در نگاه آدمهااز اهنگ ساز پرسیدند :زندگی یعنی چه ؟گفت به تصنیف در اوردن سمفونی عشق در روح و جان آدمها

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 10:57
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواندگفت باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز سبز خواهم ماندغنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شدبا نسیم بهار و بلبل باغ گرم راز و نیاز خواهم شدجوجه گنجشک گفت میخواهم فارغ از سنگ بچه ها باشمروی هر شاخه جیک جیک کنم در دل آسمان رها باشمجوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شومتا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شومجوجه های کبوتران گفتند: کاش میشد کنار هم باشیمزنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد هریک از بچه ها بسویی رفت ومعلم دوباره تنها شدبا خودش زیر لب چنین میگفت: آرزوهایتان چه رنگین استکاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من اینست!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 10:56
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تکرار میشوم مثل خطهای روی جاده ـــ  ـــ  ـــ  ـــ  ـــ  ـــ
تکرار میشوم تا وقتی که در انتهای تمام جاده ها تو ایستاده باشی
...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 10:27
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بی اعتماد زیستناین سان به آفتاببی اعتماد زیستناین سان به خاک و آببی اعتماد زیستناین سان به هر چه هستاز آن همه شقایق بالند در سحرتا این همه درخت گل کاغذینکه رنگبر گونه شان دویده وبگرفته جای شرمبی اعتماد زیستناین سان به چشم و دستدر کوچه ای که پاکی یاران راه راتنهادر لحظه ی گلوله ی سربیدر اوج خشمتصدیقمی توان کردآن همبا قطره های اشکی در گوشه های چشم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 10:25
+4
saman
saman
در CARLO
تولدت مبارک دوست عزیز
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/15 - 10:30]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 10:09
+3
saman
saman
در CARLO

الهي تو خورشيد بشي و من زمين، تا سالي يک بار مندور تو بگردم و سالي 365 روز تو دور من بگردي

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 09:56
+2
saman
saman
در CARLO

خرسها با يک ظرف عسل خر مي­شن. اسب با چند حبه قند. طوطي با تخمه. سگ بااستخوان. راستي تو هنوز موز دوست داري؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 09:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ