یافتن پست: #تو

مهسا
مهسا
دفتر 365 برگ زندگی همتون دادم به یکتای بزرگ تا براتون بهترین ها رو تو ی سال

جدید رقم بزنه ...


آزادی آرامش سرور سعادت سلامتی پیشرفت و عشق در کنار هفت سین زندگیتون.

تقدیم به همه دوستان عزیزمممممممممممممممم{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:34
+7
مهسا
مهسا
من ایده آلیست نیستم،... باور کن نیستم،
چیزی که میخوام اصلا بزرگ و آرمانی نیست!
یه چیز ساده میخوام.... آرامش!
بفهم... خسته م از اینهمه دلتنگی
به قول تو بی مورد اما بنظر خودم منطقی
که نه کم میشه نه تموم.
دلتنگ حضور آدمیم که منو برای خودم بخواد،
منو دوست داشته باشه
با تمام خصلت های خوب و بدم...
آدمی که وقتی غمگینم
دوستانه سرمو روی شونه هاش بگیرهه
و با مهربونیش آرومم کنه
کسی که با یه نگاه مهربون و عمیقش
غم عالم از یادم بره
و با یه لبخند مطمئنش دلم پر بشه از باور؛
کسی که شبها آخرین کارش گفتن شب به خیر باشه
و اولین کارش بعد از بیداری فرستادن
یه صبح به خیر از ته دل!!!
کسی که از ته دل تمام این کارای ساده رو برام بکنه
نه برای ......
اینا واقعا ایده آلیست بودن رو می رسونه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:29
+7
afsaneh heidari
afsaneh heidari
زندگی حکمت اوست چند برگى را تو ورق خواهی زد مابقی را قسمت ،

قسمتت شادی باد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:26
+7
مهسا
مهسا
خدایا ........
من تظاهر و پنهان کاری بلد نیستم.
به بزرگی خودت قسم که نمیخوام هم بلد باشم.
خدایا دنیای سومی هم داری
که بتونم اونجا آزادانه خودم باشم ؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:20
+7
مهسا
مهسا
@ronak رمز عاشق بودن این است:

ساده بودن

ساده دیدن و ساده پذیرفتن…..

پس ساده میگویم

ساده باورکن خوشبختی تو آرزوی من است…{-35-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:14
+8
parnian
parnian
عیدتونم مبارک باشه{-34-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:14
+5
مهسا
مهسا
یه وقتایی این دنیا و آدماش
میشن قد یه فندقی
که میتونه تو گلوت گیر کنه و خفت کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:11
+6
ronak
ronak
هی لعنتی
صدایت را از گوش من پس بگیر ...
من به گریه هایم نان قرض میدهم که التماس تو را نکنند ....
تا تو از پیش آبرویم نروی ........
این روز ها که میخواهی بی اجازه از چشمان من بیفتی ....
به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند بگو :
حقیقت و حقارت از یک حرف مشترک شروع میشوند
اما من با کسی جز بی کسی هایم حرف مشترک ندارم .......
من دسته گلی هستم که خدا به آب داده (نه پدر)
تا تعادل این کره خاکی
زیر پای دلقکی هایش بر هم نخورد ..............
بگذار همان کودکی هایم را قرقره کنم ....
و دست دست کنم .... تنها پاستیل به جا مانده از کودکی هایم را
که تا دهان میبرمش..... گریه ام میگیرد
مبادا آخرین خاطره ی دختر ِ کودکیهایم را خورده باشم.........................
.
.
.
خطاب به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند :
لطفا مرا هر کجا که دیدید آدم حساب نکنید ....
اما بگذارید
بی کسی ام دوباره مرا به نام کوچکم صدا بزند ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:10
+5
niloofar
niloofar
دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!

و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!

وقتی غمگین است آه میکشد

و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد .

وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .

وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.

همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند .

تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .

از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود



Very HappyVery HappyVery HappyVery Happy
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:09
+9
-1
ronak
ronak
می ترسم...
می ترسم تو بیایی،
و من...
به نداشتنت عادت کرده باشم...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:07
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ