یافتن پست: #تو

sasan pool
sasan pool
یک چیز جالب یکی از آشنا های ما برامون ماهی فرستاد مادرم که پاکش کرد توی شکمش خاویار بود.{-16-}{-16-}{-16-}{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:37
+2
sasan pool
sasan pool
ميدونى بازى روزگار چيه؟اين که تو چشم بذارى من قايم شم،بعد تو يکى ديگه رو پيدا کنى
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:34
+2
ronak
ronak
من خسته ام از اين زندگي .
من دردميکشم وقتي خنده هايم را از سرشوق تعبير ميکنند
من ميشکنم درثانيه ثانيه اين روزها
من خم ميشوم در هرغروب بي تو
من ،من....... اين منه اواره ديگر چيز ازش نمانده است که برايت از شکستنش،
از دلگيريش از بي کسيش بگويم.
نه نه اشتباه نکن اري همه هستند اماهمه کس من تويي که بي کسم کردي
من کم اورده ام.......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:24
+4
sasan pool
sasan pool
امسال هم مثل هر سال بدون تو تموم شد/امسال هم گذشت بازمثل هر سال حروم شد
امسال هم مثل هر سال نیومدی تو پیشم/کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم
خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم/تو کنج اتقم هی عکساتو ببینم
خسته شدم و می خوام یادم بره که هستم/من از همه دنیا دلگیرم و خسته ام
این عید نمی خوام من عیدی ندارم/این عید باسه من روز عذابه
عید هم مثل هر روز/هر روز مثل دیروز
من حالم خیلی خرابه
احساس میکنم دارم دق میکنم اینجا/این خونه یک زندون این خونه و هر جا
هر جا که نشونی هست تو اونجا نباشه/دق مرگ میشم می خوام این دنیا نباشه
احساس میکنم دیگه هیچ راهی ندارم/من موندم و تنهاییم با این دل زارم
میسوزم و می سازم من هیچی نمی گم/اما عزیزم عید تبریک به تو میدم
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:17
+3
Alireza
Alireza
در روزگاری که گرگها مظلوم واقع میشوند به کدامین بره میتوان اعتماد کرد{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:17
+4
amirreza
amirreza
بهترین فرشته ها همین شیطان بود.

مرد و مردانه ایستاد و گفت:

نه, سجده نمی کنم, تو را سجده میکنم, اما این آدمک های کثیفی را که از "گل متعفن"...............
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:17
+3
saman
saman
درود بر همگی
میخوام 1 حالی بهتون بدم 1کی از متنامو بزارم براتون شاید نفهمید ولی باید بفهمید میفهمید چی میگم؟
میگه که : شدم 1 زنجیری دیوونه ی احمقو دیگه ام خوب دردی نیست که نشه درک کرد
تو راهم سختی پیش بوده او سعی کردم . گرچه گنجی نبود که بشه کشف کرد
رو دنیا شکی نیستو میشه شر کرد باش. هرچند مردی نیست که بشه جنگ کرد
همه چی واضحه.تو روزم میشه درد و دید. پس دیگه عهدی نیست که باشیم شبگرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:15
+1
ronak
ronak
با « یکی بود یکی نبود » شروع می‌شود این قصه
با یکی ماند یکی نماند، تمام.
یکی، من بودم یا تو؛ مهم نیست
مهمْ
قصه‌ای‌ست که تمام می‌شود!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:08
+3
sasan pool
sasan pool
چرا انقدر نگاهت بی قراره/چرا این خونه آرامش نداره
بگو کی زندگیتو تلخ کرده/چرا دستای تو انقدر سرده
کدوم بی رحمی رویاتو سوزونده/گه از لبخند تو چیزی نمونده
نمیزارم که چشمات خیس باشه/دارم میرم تا حالت رو به راه شه
میون این همه نا مهربونی/دارم میرم که تو عاشق بمونی
شکست این دل غمگین و تنگم/دارم میرم با یک دنیا بجنگم
جدایی از تو سخته اما میرم/میرم تا خنده هاتو پس بگیرم
حالا که بغضمون طاقت نداره/چه خوب میشه اگه بارون بباره
حلالم کن اگه که گریه کردم/دعا کن کم نیارم بر نگردم
از امشب با خیالت همنشینم/دعا کن خوابتو هر شب ببینم
نمی دونی که قبل از رفتن من/چه مردایی رفتن برنگشتن
چشای خیلی ها از عشق تر شد/دلاشون به خدا نزدیک تر شد
من هم باید برم طاقت ندارم/دیگه خواب خوش و راحت ندارم
تو هم هرشب بشین ماه و نگاه کن/برای حال و روز من دعا کن
توی لشگر که لبریز از غروره/با مردی که نگاهش مثل نوره
کنار من توی دنیای دیگه/یک روز دنیا به ما تبریک میگه
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:05
+2
ronak
ronak
من عادت دارم نگاه کنم به آدمهایی که از دور می آیند؛
تا آن زمان که ثابت شود "تو" نیستند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:59
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ