یافتن پست: #تو

ronak
ronak
گاه وبیگاه دلم هوای ترا می کند!!
مرا ببخش که چشم هایم، هنوز منتظر است تا تو بیایی…
مرا ببخش که یادداشت های روزانه ی صفحه ی دلم…
با مداد خاطرات تو نوشته می شود..
مرا ببخش که هنوز
دیوانه وار دوستت دارم…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:39
+2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
توروح هرکی ک داره منفی میده {-18-}{-18-}{-18-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:32
+4
d.m
d.m
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم ..
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1390/12/24 - 15:30]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:29
+7
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
*تو کل دنیا مردم یاهو و گوگل رو واسه سرچ مطالب استفاده می کنن ایرانیام واسه اینکه ببینن اینترنتشون وصله یا نه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:25
+3
ronak
ronak
شبها به پهلو می خوابم و پاهایم را در شکمم جمع می کنم
جنین گونه تا شاید فردای آن شب در آغوش تو متولد شود
ولی افسوس که سالهاست
من جنین گونه می خوابم
و از میلادی خبری نیست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:18
+3
ronak
ronak
رو به سوي شهر تو مي ايستم شايد بوي تو دوباره مرا مست کند
و زندگي دوباره اغاز شود
سپيده دم تورا فرياد ميزن
اي الهه زيبايي در کدامين کتاب
در کدامين افسانه قرن مي شود پيدايت کرد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:08
+4
ronak
ronak
تو را به جاي همه زناني که نشناختم دوست دارم .
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم .
براي خاطر عطر نان گرم
و برفي که آب مي‌شود
و براي نخستين گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جاي همه کساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم .
بي تو جز گستره‌يي بي‌کرانه نمي‌بينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آيينه‌ي خويش گذشتن نتوانستم
مي‌بايست تا زندگي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از يادش مي‌برند.
تو را دوست مي‌دارم براي خاطر فرزانه‌گي‌ات که از آن من نيست
به رغم همه آن چيزها که جز وهمي نيست دوست دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني که بازش نمي‌دارم
مي‌انديشي که تو ترديدي اما تو تنها دليلي
تو خورشيدي رخشاني هستي که بر من مي‌تابي
هنگامي که به خويش مغرورم @Malo0o0os
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:04
+1
ronak
ronak
گیر کرده ام عجیب میان حقیقت و تو.....

تو در طالع من هستی" ولی...

در آغوش دیگری........!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:00
+2
sasan pool
sasan pool
یه پنجره با یه قفس . یه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو . یه خاطرس همینو بس
تو این مثلث غریب . ستاره هارو خط زدم دارم به آخر میرسم . از اون ور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه . خیمه زده رو باورم میخوام تو این سکوت تلخ . صداتو از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو . رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم . فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام . شوق رسیدن تو تنم توحجم سرد این قفس . منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم . از آرزوهای محال قصه ما تموم شده . با یه علامت سوال
بذار که کوله بارمو . رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم . فرصت موندن ندارم{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 14:43
+2
sasan pool
sasan pool
رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 14:22
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ