maryam
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان!قاضی نامم را بلند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار!
از من خواستند آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند : دوستت دارم !
نیوشا
کاش اینجام از این توالتا بود کارتو میکردی ملتم دید
mah3a
عمری شد دلتنگی ام...و باز امید دارم.
می دانی چشم انتظار فردا بودن یعنی چه؟
می دانی لذت طعم غروب یعنی چه؟
و باز روزهایی که نمی دانی می آیند یا هیچ وقت از راه نمی رسند...
من عادت کردم از دقایقم لذت ببرم،شاید فردایی نباشم.
ما جان می سپاریم و تو جان می کنی... این است فاصله ی ما تا رسیدن به خدا...
................
از همتون میخوام که این مطلبو به اشتراک بذارید و برای سلامتیشون دعا کنید.
با آرزوی سلامتی برای همه .
" الــــــــهی آمین "
maryam
برو ......
من با خودم و دل شکسته ام کنار خواهم آمد .....
قانع کردن دلم بهتر است از تمنای عشق از تو و وجود یخ زده ات
maryam
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار !
از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
ayda
وقتی کسی رو دوست داری ، این یه چیزه
وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه س
اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره این یعنی همه چیز ...
mah3a
دقت کردین از هرکی میپرسی متولد چه سالی هستی میگه بم میخوره چند سالم باشه؟؟!!!خوووو خودتو .... نکن بگو دیگه
mah3a
استکان چایی میفته ازدستت میریزه رو; مودم، لپ تاپ، تلفن، دیوار،زمین، کتابات، مجله هات، گوشیت و... وتو کف میمونی این استکان بود یا قوری؟؟؟؟؟؟؟؟

1390/12/18 - 15:35